اعلام آتشبس, آخرين شانس برای ترکيه
حرکت آزادی بخش کرد به پيشاهنگی PKK و نيز خلق آزاديخواهمان, از سالهای 90 تا کنون تلاشهای فراوانی برای حل مشکل کرد پيرو و پيشنهاد کردهاند. رهبرمان, برای پيدا کردن راه حلی برای مسالهی کرد به شيوه ای دمکراتيک و نيز با اساس گرفتن برادری خلقها, و حفظ يک پارچگي ترکيه تا کنون درخواستها و پيشنهادهای فراوانی را ارائه کرده است. چند بار آتش بس يک جانبه را اعلام کرديم. همچنين با درخواست حق سياسی و اجتماعی کردها بر اساس حفظ اتحاد ترکيه و يکپارچگی آن تلاش فراوان کرديم. از سالهای 90 تا کنون تلاش بسيار برای ايجاد صلحی همه گير کرديم. رهبرمان درتاريخ 1 نوامبر سال 1993 آتش بس يک جانبهای را اعلام کرد. حرکتمان برای حفظ آتشبس تلاش فراوان بخرج داد اما جواب آن با توطئهی بين المللی بر روی رهبرمان ديد شد. با همهی اين اوضاع و احوال, رهبرمان و همچنين حرکت دست از پيشنهاد راه حل دمکراتيک برای مسالهی کرد برنداشته و اين درخواستها و تلاشها تا کنون نيز ادامه دارد.
اما ترکيه علی رغم تمامی اين زحمات آن را به عنوان ضعيف شدن حرکت ما قلمداد کرده و در صدد امحای ما بر آمده است. ما نيز برای اثبات اين نکته که, با اينکه رهبرمان در اسارت به سر می برد اما حرکت آزاديبخش ما ضعيف نگشته و نيز هيچ گاه حرکت آپوجی تضعيف و نجزيه نخواهد شد حمله ی 1 حزيران را اعلام کرديم.
هدف ما از اعلام حمله ی 1 حزيران اين بود که با اساس گرفتن خط مشی دفاع مشروع, در برابر حملات دشمن از شيوه ی دفاع آکتيف استفاده کنيم. در اين مدت نيروهای سربازی ترکيه حتی با استفاده از پيشرفته ترين سلاحها و ابزارهای خود نتوانستند نتيجه ای بدست بياورند و به همين علت ترکيه وارد مرحله ای پر از برخورد و تنش زا شد.
در اين مدت حرکتمان توانست با اساس گرفتن طرز دفاع مشروع به نتايج قابل قبولي دست يابد. در اين اوضاع از طرف شخصيتها و حرکتهای گوناگون برای اعلام آتش بس درخواستهايی بدستمان رسيد. به همين علت بود که رهبرمان برای پاسخ دادن به آنها از ما طلب اعلام آتشبس کرد. ما نيز بر اساس گفتههای رهبريمان نيروهايمان را برای استقرار آتش بسی يک طرفه به عقب فرا خوانديم. اين آتشبس در 1 دسامبر اعلام شد. اما متاسفانه دولت ترکيه به جای اساس گرفتن آتشبس و نيز احترام گذاشتن به آن,جواب آن را با شدت بخشيدن به حملات خود بر روی نيروهای ما و نيز با هدف امحای کامل بر روی ما حمله ور شدند.
با اينکه رهبرمان در اسارت به سر می برد, از طرف برخی از ارگانها و نيز سازمانها و بلخصوص روزنامه و تلويزيونها ترکيه گفتههايی مبنی بر اينکه" اوجالان در امرالی مانند يک مسافر" نگه داری می شود. دست به گفتههای ناشايست و نادرستی زدهاند. شرايطي که رهبرمان در آن بسر ميبرد شرايطی است بدور از هر گونه کوچکترين آزادیهايی که حق يک زنداني ميباشد است. حتی اين ناحقی ها به حدی رسيده است که فشارهای روحی و روانی زيادی بر روی رهبريمان روا می کنند. به طوری که فشارهای آنها به حدی رسيده است که وکلايی که برای ديدن رهبری به امرالی می روند را اذيت کرده و بر وری آنها فشارهای غير حقوقی روا ميدارند و همچنين درخواست آتش بس که رهبری توسط وکلای خود اعلام کرده بود را به عنوان خلاف عمل ديده و به همين سبب نيز بر روی رهبری با اينکه در زندان بسر می برد جزای زندانی حجره در حجره(تجرييد در زندان) را به تحميل میکنند.
هر کس اين را می داند که تنها علت قبول کردن آتش بس, درخواست رهبريمان بوده است. اما به جای عملی کردن آتش بس و تلاش برای ايجاد صلحی همه جانبه آنها رهبرمان را مجازات کردند. و با گفتن اينکه " چرا آتش بس را اعلام کرده ايد" به ايشان مجازات دادهاند. هماکنون با اينکه در مرحلهی آتش بس به سر می بريم اما تمامی کردستان زير آتش و اپراسيون نيروهای ترک به سر می برد. که تنها هدف آنها نيز از بين بردن و امحای کامل نيروهای ما می باشد.
در شهرهای آمد, بينگول, سيرت, بوتان, درسيم و ديگر شهرهای کردستان که هماکنون نيروهاي ما در شرايط سخت زمستان بسر می برند, نيروهای ترکيه فشارهای خود را بر گريلاهای ما در اين مناطق بيشتر کردهاند به شيوه ای که امحای کامل را در دستور کار خود قرار دادهاند. در اين ميان نيز نيروهای ترکيه با تلفات زيادی جانی روبرو شده اند که دولت ترکيه نتايج آن را بر روی رسانه ها و خلق پنهان ميدارد.
در اين اواخر بر اثر حملات بيش از حد نيروهای ترکيه 6 تن از رفقای ما از جمله يکي از فرماندهان دلاورمان"شيار درسيم" همراه 5 تن ديگر از رفقايش شهيد و نيز 2 تن ديگر نيز به اسارت دشمن درآمدند. و احتمال اين نيز میرود که اين 2 تن از رفقای اسير را نيز به شهادت رسانده باشند. تمامی اين حملههای نيروهای ترکيه نشان دهندهي اين است که دولت ترکيه نمی خواهد برای مسالهی کرد راه حلی پيدا کند و نيز در بجای آوردن شرايط آتش بس صميمانه برخورد نمیکند. و اعلام آتش بس توسط ما را به عنوان فرصتی برای امحای نيروهای ما می بينند.
تنها علت اينکه در اين مدت حملات آنها بيش از پيش شده است, اعلان آتش بس از سوی ما می باشد. و اين نشان ميدهد که آنها چقدر از آتش بس و صلح و نيز برادری خلقها واهمه دارند. و تنها اصرار آنها بر اين میباشد که " يا مانند بردهای تسليم می شويد و يا اينکه شما را از بين می بريم".
با تمامی اين احوال و اوضاع شخصيتها و طالبان آتش بس در حالت نظاره گر بسر می برند و هيچ پاسخ و صدايی از آنها شنيده نمی شود. در ترکيه شخصيتهای زيادی از جمله روشنفکران, نويسندگان و حتی سياستمداران بارها از ما استدعای درخواست اعلام آتش بس را کردند اما متاسفانه حتی يک بار اين درخواست خود را برای نيروهای سربازی ترکيه و دولت ترکيه بر زبان نياوردند. تنها سوال ما از آنها اين می باشد که چرا در برابر حملات ترکيه بر روی خلقمان و بلخصوص فشارهايی که بر روی رهبرمان با هدف امحای فيزيکی او صورت می گيرد هيچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
در برابر تمامی اين اوضاع از تمامی هنرمندان, نويسندگان, روشنفکران, و هر کس که به نوعی با مسالهی و مشکل کرد در ارتباط می باشد و نيز تمامی صلح خواهان که نميخواهند قطرهای از خون انسانهای بيگناه ريخته شوند دعوت می کنيم که در برابر اعمال ناشايست و نادرست ترکيه بی صدا نمانند. و همچنين از تمامی سازمانهای دمکراتيک خواهانيم که تنها دعوت برای آتش بس کافی نمی باشد بلکه اصرار در بجای آوردن و تلاش در برقرار کردن آن نيز يکط از اصول مهم میباشد.
ترکيه بارها علت اعلام آتش بس از سوی ما را ضعف ما دانسته و گفته که " بعلت ضعيف شدن حرکت است که ما آتش بس را اعلام کردهايم". اما آنها از گفتن واقعيت اين که ما در مرحلهای آتش بس را اعلام کرديم که نيروهايمان از لحاظ کيفي و کمي رو به صعود می نهاد و بيش از هر زمانی حاضر و آماده می باشد بيم دارند. هماکنون ما در حالتی بسر می بريم که می توانيم شيوه و قدرت جنگيدن خود را نشان هر کس بدهيم. و البته بايد هر کس بداند که هر چيزی دارای مرز و حدی می باشد و اگر اين اصرار آنها مبنی بر امحای ما ادامه پيدا کند, صبر ما نيز به پايان ميرسد.
از اين ببعد يا اينکه تلاش برای آتش بس همه جانبه می شود و مشکل کرد به شيوه ای دمکراتيک و عادلانه حل می شود و يا در غير اينصورت خلق کرد به تمامی اميد خود را از ترکيه قطع کرده و نيز صدای درخواست جدايی از ترکيه بيشتر می شود. و در اين هنگام است که تنها راه ممکن برايمان نيز همين ميباشد. و علت آن نيز اين است که ديگر هيچ راه ديگری برای کردها نمی ماند.
هر کس بايد بداند که معمار پروژهی برادری کردها و ترکها رهبر عبدالله اوجالان می باشد. اما جوابی که در مقابل آن پروژه و درخواستها داده می شود نشان ميدهد که برادی و زندگی همراه با يکديگر را نمی خواهند.
در پايان به هرکسی که خواهان ترکيهای دمکراتيک هستند و نيز تمامی کسانی که ترکيه را دوست دارند بايد بدانند که هدف دولت و نيروهای سربازی ترکيه از بين بردن آتش بس می باشد. اما بايد آنها بدانند که با اين اوضاع و احوال نه از بين رفتن مرحله ی آتش بس بلکه جدايي کردها از ترکِيه در ميان ميباشد.
بايد بدانند که هماکنون در جهان مشکل کرد مورد بحث و گفتگو قرار می گيرد و هر کس دنبال راه حلی برای آن است. در اين اوضاع بايد گفت که در صورت تداوم سياستهای ترکيه بر روی کردها و حرکتمان هم خلق کرد و هم ما مجبور به روی آوردن به ديگر راه حلها می باشيم. البته نبايد در اين ميان تلاشهای ما و نيز خلق کرد و همچنين رهبرمان برای ايجاد برادری خلقها و اتحاد کردها و ترکها که مانند برخوردی استراتژيک می باشد را از ياد برد. اما متاسفانه بايد گفت که ما را مجبور کردند که هزار بار پشيمانی خود را از انجام اعمالمان برای استقرار صلح و نيز اصرار آنها مبني بر امحای ما, نشان دهيم و ما را مجبور کردند که يک بار ديگر در برابر سياستمان در قبال ترکيه تغيير موضع بکنيم.
به نقطه ای بسيار حساس, خطرناک و تراژيک رسيده ايم. با ديدن فشارهای زياد بر روی رهبرمان و نيز خلق و حرکتمان ما را مجبور میکند که وارد مرحلهای بسيار خطرناک شويم.
در پايان از تمامی روشنفکران, سياستمداران, آشتی خواهان و هر کسی که به شيوه ای اين خطر را ديده و خود را در قبال پيدا کردن راه حلی برای مسالهی کرد مسئول می بيند دعوت به عمل می آوريم که در برابر سياستهای امحا و انکار ترکيه بی صدا نمانند و وظيفهی خود را در قبال خلق فداکار کرد و ترک که هميشه خواهان استقرار صلح و آشتي بوده و هستند را به جای آورند.
مراد کارایلان
شورای رهبری K.K.K

