تبليغاتX
شه هید زاگروس تولهلدان

ارتش ترک از سر بیچارگی خود در مقابل نیروهای ما دست به آتش زدن جنگل‌ها میزند!

 

 

در تاریخ 1هزیران اپراسیون گسترد ه‌ای از جانب ارتش ترک در اطراف الآزیغ در درسیم صورت گرفت.
عصر ساعت 7 درگیری شدیدی مابین نیروها ما و ارتش ترک صورت گرفت و در انجام 1 افسر کشته و 2 تن دیگر به شدت مجروح گشتند.
در این درگیری دوتن از رفقای ما به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گشتند.
در تاریخ 2 هزیران اپرسیون گسترده‌ای از جانب ارتش ترک در مناطق هوزات و چمیشگزک وابسته به درسیم و مالا خدا، تاشکیرک و کوه مزراسی انجام گرفت. لازم به ذکر است که نظامیان ارتش ترک از سر بیچارگی خود دربرابر نیروهای گریلا دست به آتش زدن جنگلها و کوها زدند و این آتش زدن ها همچنان ادامه دارد.

 

 

رفقای به شهادت رسیده‌ی ما دراین درگیری ها:

 

نام سازمانی: اردم اردال
نام: اصلان گوزه
تاریخ تولد: 1983 کیگی بینگول
نام مادر: فیکایه
نام پدر: ایسمت
تاریخ مشارکت: 2003 قندیل

 

نام سازمانی: آمد جوله مرگ
نام: گونیای تاش
تاریخ تولد: 1984 هکاری
نام مادر: پاکیزه
نام پدر: محمد
تاریخ مشارکت: 2002 هکاری

 



 

 ارتباطات مرکزي HPG 

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 8:59 بعد از ظهر |

 


در تاریخ 18 هزیران ارتش ترک رد میان درگیری با همکاری برخی از نوکران خود توطئه‌ی گسترده‌ای را علیه نیروهای ما در اطراف اروح وابسته به سیرت برنامه ریزی نموده بودند و نیروهای گریلایی ما با آگاهی گرفتن از این توطئه در این درگیری بدون ضربه خوردن از جانب دشمن محل را ترک نمودند. مطبوعات ترکیه اعلام کردند که در این درگیری 3 تن از نیروهای گریلایی ما را به شهادت رسانده‌اند، لازم به ذکر است که در این درگیری ما با هیچگونه ضربه‌ای از جانب دشمن مواجه نشده و نیروهای ما به شکلی بسیار موفق آمیز در این درگیری به مقابله با دشمن پرداختند.
در تاریخ 18 هزیران اپراسیون گسترده‌ای از جانب ارتش ترک در اطراف شمدین وابسته به هکاری آغاز شد. در همان روز ساعت 6 صبح درگیری شدیدی مابین نیروهای ما و ارتش ترک صورت گرفت و در انجام 2 نظامی ارتش ترک کشته و تعداد بسیاری به شدت مجروح گشتند.
در تاریخ 21 هزیران اپراسیون انجام گرفته در منطقه‌ی بستلر وابسته به شرناخ از جانب ارتش ترک با تقویت فروندهای جنگی (سکروسکی) بر علیه نیروهای ما در تپه‌ی مرگ و مار شدت گرفت و نیروهای ما در این درگیری در دو نقطه‌ی مختلف این فروند ها را مورد هدف قرار داده و خسارات بسیاری رابر آن وارد نمودند و دشمن مجبور به ترک منطقه گشت.

 
در تاریخ 22 هزیران ساعت 4 بعد ازظهر در گیری شدیدی مابین نیروهای ما و ارتش ترک در اطراف گره گروا وابسته به بستلر صورت گرفت و در انجام 3 نظامی ارتش ترک کشته و تعداد بسیاری به شدت مجروح گشتند و ارتش ترک در همان روز عقب نشینی نمود.
در تاریخ 21-22 هزیران کوههای کوپلی در گابار وابسته به شرناخ با 4 فروند جنگی از جانب دشمن مورد بمباران قرار گرفت. لازم به ذکر است که در این بمباران ها نیروهای ما با هیچگونه ضربه و خساراتی از جانب دشمن مواجه نشدند.
اپراسیون آغاز شده از جانب ارتش ترک در مناطق هیرارش و باسرت وا بسته به شرناخ همچنان ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 8:54 بعد از ظهر |

در عملیاتی انتقام جویانه 6 نظامی ارتش ترک کشته شدند

 

 

در تاریخ 19 اپراسیون گسترده‌ای از جانب ارتش ترک در مناطق گوموشانه و کیرسال وابسته به دریای سیاه آغاز شد. در همان روز ساعت 8 صبح قافله‌‌ای از نظامیان ارتش ترک که با هدف ازبین بردن نیروهای ما وارد منطقه میشدند مورد حمله‌ی نیروهای ما قرار گرفتند.
نیروهای ما از مسافت بسیار نزدیک با بمب و سلاحهای فردی نظامیان ارتش ترک را مورد هدف قرار داده و در حمله‌ی نخست 4 نظامی ارتش ترک کشته و 1 تن دیگر به شدت مجروح گشت.
ارتش ترک بعد از انجام این عملیات نظامیان خود را در ترابزون و گیره سون وابسته به دریای سیاه تقویت نموده ودست به اپراسیون گسترده‌ای زدند.
در همان تاریخ ساعت 6 عصر نیروهای ما عملیات تلافی جویانه‌ای را در مقابل ارتش ترک به انجام رساندند و در انجام 2 نظامی ارتش ترک که یکی از آنها فرمانده گروه بود کشته و تعداد بسیاری به شدت مجروح گشتند.
در تاریخ 19 هزیران اپراسیون گسترده‌ای از جانب ارتش ترک در کوههای آرارات آغاز شد و ارتش ترک این اپراسیون را در آرارات و شرق کردستان شدت بخشید و در روز دوم بدون دریافت نتیجه‌ای عقب نشینی کردند. 

ارتباطات مرکزي HPG 

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 8:46 بعد از ظهر |

شکارچیان در پی نیروهای ما شکار شدند!

 

 

 

در تاریخ 18 هزیران قافله‌ای از نظامیان ارتش ترک که با هدف حمله به نیروهای ما ساعت 2 نیمه شب  وارد درسیم- پولومور شدند مورد حمله‌ی نیروهای ما با تاکتیک کمین قرار گرفتند و در انجام یک ماشین نظامی به کلی منهدم گشت و 4 Jıtem ( عضو تشکیلات استخبارات نظامی) که فعالیت آنها غیر قانونی نیز  میباشد به شدت مجروح شدند.

در تاریخ 18 می اپراسیون گسترده‌ای از جانب ارتش ترک در روستا‌ی چمپیرکه و اطراف آن وابسته به شرناخ- بیت الشباب آغاز گشت. حدود ساعت 2 نیمه شب درگیری شدیدی مابین نیروهای ما و ارتش ترک در گرفت و در این درگیر‌ی ها یکی از رفقای ما به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گشت.

 

نام سازمانی: جوان

نام: باقی ارن

تاریخ تولد: 1978 البیستان( ماراش)

نام مادر: شهریبان

نام پدر: زینال

تاریخ مشارکت: 1995 اروپا  

   

 

 

 

 


 

 ارتباطات مرکزي HPG 

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 4:2 بعد از ظهر |
رهبر خلق کرد، عبدالله اوجلان چهارشنبه‌ هفته‌ گذشته‌ در دیداری كه با وکلای خود داشت، در مورد مهمترین مسائل روز، مسئله کرد، خاورمیانه، اتحاد کرد با ایالات متحده و انتخابات پارلمانی ترکیه بیاناتی ایراد نمود.


اوجلان با تاکید مجدد بر حل مسئله کرد، از طریق دمکراتیک و نیز عدم تغییر مرزهای جغرافیایی آن کشورها، گفت: تمامی نظرات و دیدگاههایم را در این خصوص، در آخرین دفاعیه خود به تفصیل، شرح داده‌ام، اما مسئولین ترک، اجازه خارج شدن این نظرات را از زندان نمی‌دهند، وی همچنین افزود که بایستی همگان شاهد این امر باشند.

اوجلان ایده‌های خود را، با توجه به موضعگیری و نحوه برخورد حکومت ترکیه با مسئله کرد، به 8 قسمت تقسیم کرد و پیشبینی نمود که اگر هر یک از احتمالات رخ دهد، در آینده چه خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه نه به یکباره، بلکه می‌توان در یک روند از پیش برنامه‌ریزی شده، بنای دولت قومی ترکیه را، که کشور را به سمت نژادپرستی سوق می‌دهد، تغییر داد.

رهبر مردم کرد گفت: دولت ترک همواره مرا جدایی طلب خطاب می‌کند، در حالی که تلاش من در راستای حل ملی – دمکراتیک مسئله کرد در چهارچوب مرزهای فعلی بوده است.

این خود جای بسی تامل است که فرمانده کل نیروهای مسلح ارتش ترکیه و تمامی نهادها، سازمان‌های دولتی و همه ارگان‌های حکومتی، علیه تاسیس یک حکومت قومی کرد در جنوب کردستان مخالف هستند، اما خود آنها دولت و حکومت قوم ترک را بنا نهاده‌اند و جالب اینکه فرمانده ارشد ترکیه این انتقاد را نیز متوجه خود نموده‌ که آنها با سیاستهای خود و با کمک‌هایی که پیشتر به بارزانی و طالبانی نموده‌اند، در تاسیس چنین دولتی نقش داشته‌اند. آنان قبلا خود اذعان داشته بودند و من نیز چندین بار گفته بودم، که از طریق دولت قومی، این مسئله حل نخواهد گشت.

وضعیت فلسطین بر همگان آشکار است، حماس و فتح برادر همدیگر هستند، اما از طبقه بیستم همدیگر را به پایین پرتاب می‌کنند، و این خود از مضرات دولت قومی است، کاملا" آشکار است که در پشت این سیاست، جنگ قدرت نهفته است. در بحران عراق نیز همین امر حاکم است، مسلمانان شیعه و سنی حتی به مساجد همدیگر هم رحم نمی‌کنند.

اوجلان در ادامه افزود: تمام تلاش من بر این استوار است که مردم کرد و ترک وارد بحران جنگ ملتها نشوند، اما اگر سیاست حکومت ترکیه بر تداوم، عدم حل مسئله کرد باشد و نژادپرستان ترک نیز بر هدف نابودکردن و حذف مردم کرد همانند ملت ارمن و ایونیا، اصرار داشته باشند، ترکیه وارد یک جنگ خانماسوز خواهد شد، که در اینصورت، هر دو ملت کرد و ترک متضرر خواهند گشت.

اوجلان همچنین تاکید کرد که در شرایط جهانی امروز، زمینه چنین کشتار و فاجعه‌های انسانی بر علیه مردم کرد میسر نیست و هم اکنون کردها نیز مسلح به نیروی دفاعی هستند و این نکته را نیز، نباید از یاد برد که کردها، جزو متحدان اصلی ایالت متحده‌اند و این اتحاد درازمدت خواهد بود ،همچنین امریکا با تکیه بر کردها، نظم نوینی در خاورمیانه بوجود خواهد آورد و لذا ایالت متحده با تمامی نیروهای کرد ارتباط برقرار می‌کند، که این ارتباطات شامل PKK هم می‌شود.

رهبر کرد احتمال اتحاد کرد و شیعه را با توافق ایالات متحده بدور از واقعیت ندانست و در ادامه گفت: اگر چنین اتحادی بوجود آید و ترکیه بر انکار کردها پافشاری ورزد، مطمئنا ترکیه تجزیه خواهد شد و PKK نیز در میان اتحاد کرد و شیعه جای خواهد گرفت.

اوجلان بر گسترش دمکراسی در خاورمیانه از سوی کردها تاکید کرد و گفت: کردها باید مدل و نمونه موفق دمکراسی باشند و باید از کردستان این دمکراسی را آغاز نمایند و آن را در منطقه بسط و گسترش دهند و این مدل، امکان حل مشکلات ترکیه، ایران، عراق، ترکیه، لبنان، اسرائیل و حتی لبنان و بالکان را دارا است.

اوجلان در ادامه گفت: به جای آنکه کردها به نوار مرزی کشورهایی که در آن زندگی می‌کنند پناه ببرند، سعی بر ایجاد نهاد و ارگان‌های مدنی برای تحقق حقوق فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود نمایند،این تجربه قبلا در کشورهای سرمایه‌داری عملی شده، اما برای ایجاد چنین سیستمی، باید مردم ملاک باشند.

اوجلان همچنین با تاکید بر اینکه هیچ کس نمی‌تواند از طریق او PKK را نابود سازد، گفت: من قبلا این را بیان نموده بودم که اگر فکر می‌کنید با فشار بر من، PKK را از بین خواهید برد، فکری بیهوده‌ای است، من پیشنهاد کرده بودم که تا پایان انتخابات ریاست جمهوری تامل کنید، که انتخابات نیز منتفی شد و حملات نظامی ارتش ترکیه با شدت تمام گسترش یافت و گریلا دفاع مشروع را حق مسلم خود می‌داند.

وی افزود قبلا در مراحل انتخابات ترکیه بر حفظ آتش‌بس و صلح تاکید کرده بودم و اگر ممد آغار رهبر حزب دمکراتیک و کنعان افرن رئیس جمهور پیشین، همچنان بر مواضع خود صادقانه پای بر جا و موافق حل دمکراتیک مسئله کرد باشند، با آنها تماس بگیرید، ولی باید توجه داشته باشید که از سوی دیگر، تلاش برای ایجاد دوباره سیستم جاش که همانا مسلح کردن کردها علیه همدیگر می باشد، در حال گسترش است و تهدیدهای ترکیه در بالاترین سطح نیز برای حمله به جنوب کردستان ادامه دارد.

اوجلان تاکتیک تهدیدهای ترکیه به جنوب کردستان را شبیه تهدید ترکیه در سال 98 علیه سوریه دانست و افزود: تاکتیک تهدید ترکیه علیه جنوب کردستان این بار نتیجه‌ عکس سال 98 در بر خواهد داشت و نمی‌تواند راهکار مناسبی باشد، زیرا شرایط حال کاملا با آن زمان متفاوت است. در سال 98 ایالات متحده و اسرائیل متحد ترکیه، جبهه‌ای متحد علیه ما بودند، اما اکنون کاملا" بلعکس، ایالات متحده و اسرائیل متحد کرد هستند.

رهبر کرد عبدالله اوجلان همچنین در خصوص ملاقات مقامات بلندپایه‌ی حکومت ایران با ایالات متحده نیز گفت: حکومت آخوندی برای بقای خود در ایران در صدد سیاستی جدید در قبال امریکاست و اگر شرایط اقتضاء کند، برخی از سیاست‌های رژیم و حتی احمدی‌نژاد ، نیز تغییر میکند،و این واقعیت را نیز نباید فراموش کرد که ایران، سابقه‌ای طولانی در بازی سیاست دارد.

اوجلان در خاتمه در مورد انتخابات آیندهء پارلمان ترکیه نیز گفت: پشتیبانی خود را از نامزدهای مستقل حزب جامعه دمکراتیک منسوب به هزار امید، اعلام می‌کنم و از مردم کرد در شمال کردستان با قاطعیت خواستارم که در انتخابات شرکت نمایند، آنها باید بدانند که حتی یک رای هم می‌تواند تاثیرگزار باشد.

وی افزود که علت ترس حکومت و جناح‌های نژادپرست از ورود نامزدهای مستقل به پارلمان، همانا ترس از برملاشدن روابط و آشکار شدن روابط و فسادهای سیاسی آنان از سوی این نامزدهاست.
+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 4:0 بعد از ظهر |

اوجالان: قرن 21 قرن نظم‌دادن نوين به رابطه ميان جنس‌هاست

عبدالله اوجالان

متن ذیل گزیده‌ای از کتاب «اصرار بر سوسیالیسم, اصرار بر انسانیت» می‌باشد. «رهبر آپو» در این نوشته ضرورت بازیابی هویت زن‌بودن و مرد‌بودنی حقیقی و شکل‌دهی رابطه‌های آنها را مطرح ساخته و موانع پیش‌روی این امر را ارزیابی و راهکارهای گذار از آنها را ارائه می‌دهند.

لازم است که مبارزه داخلی را بسیار توسعه دهیم؛ چرا که به نظر من, مواخذه و مبارزه درونی در شخصیت شما بسیار ضعیف است. مبارزه سوسیالیستی و درون شخصیتی وجود ندارد و بسیار خودپسند و خود بزرگ‌بین هستید. حتی بر این عقیده‌ام که من نیز تا به امروز انسان کاملی نگشته‌ام؛ با این وجود وجه شباهتی به هیچ یک از مردان ندارم. من آن مردی که شما دریافته‌اید, نگشته‌ام. اکنون این مقایسه را بخوبی انجام می‌دهم و جز این راهی برای شکست دادن مردان متقلب وجود ندارد. این مردان خود را مردی کامل و تمام عیار می‌پندارند, اما من می‌دانم که آنان چگونه مردانی هستند.

آنان مردان دیکتاتوری هستند که از پلیدی آکنده شده‌اند. من‌, [ ذهنیت] مردبودن را مورد تحلیل قرار می‌دهم و آنرا می‌کشم. « کشتن مرد» در واقع یکی از مبانی سوسیالیسم است. « کشتن مرد» یعنی نابودی اقتدار و همچنین به معنای کشتن حاکمیت یک جانبه و نابرابر, کشتن عدم تفاهم و حتی کشتن تدریجی فاشیسم, دیکتاتوری و دسپوتیسم خواهد بود.

چرا دختران به صفوف ما می‌پیوندند؟ علت آن چیست؟ به دلیل آن است که من تا اندازه‌ای چنین مرد‌بودنی را در شخص خود از میان برده‌ام. ما مرد را شکست می‌دهیم و این نیز پایبندی عظیمی, بسان قهرمانی « زینب کناجی » [ زیلان] را سبب می‌شود. در حقیقت, این شکست مرد توسط ما بود که او را به انجام این کار تشویق کرد. در مساله سوسیالیسم بدون شک یکی از مقولاتی که شخصا آنرا مورد رسیدگی قرار خواهم داد و جزو فعالیت‌های مهم من خواهد شد, مساله روابط میان جنس‌هاست. بر این باورم که قرن بیست و یکم قرنی خواهد شد که طی آن روابط میان جنس‌ها نظم جدیدی خواهد یافت. همانگونه که اولین ضد انقلاب علیه جنسیت صورت گرفت, عظیم‌ترین و آخرین انقلاب نیز در رابطه با جنس‌ها بسیار پیچیده‌تر از آن است که تصور می‌شود. این روابط, استثمار و سرکوب را در خود پنهان ساخته و کاراکتری کلی به آن بخشیده‌اند.

خطراتی که از اختلافات جنسی ناشی می‌شوند, از اختلافات میان طبقات و ملت‌ها نیز بیشتر می‌باشند و این تضادی بسیار کلی‌تر است. حتی می‌توان گفت انسان‌های نادری موجودند که این تضاد آنها را دربر نگرفته باشد. بنابراین در آینده, پیشرفت‌های انقلابی و فعالیت برای آزادی و نوسازی دوباره در چارچوب حل تضاد میان جنس‌ها قرار خواهد داشت.

رابطه میان جنس‌ها به محرمات و تابویی بسیار انعطاف‌ناپذیرتر از دین تبدیل شده است. باید وضعیت مذکور را تغییر داد و این یکی از اهداف اساسی در تلاش‌ و کوشش‌های من است. راجع به دین نیز تحقیق نموده‌ام, اما تفکر راجع به دین به اندازه تفکر و تعمق در تضاد جنسی, سخت و مشکل‌آفرین نبود. در مورد روابط جنسی, جهالتی گسترده وجود دارد. این‌گونه روابط, زندگی را تهدید می‌نمایند و آنرا به پلیدی می‌کشانند. نقطه مهم آن است که ایجاد جامعه‌ای سالم و دستیابی به نیروی زندگی, پیوند مستقیمی با نظم بخشی دوباره به این روابط دارد.

در طول تاریخ, تمامی جوامع طبقاتی و هر نیروی استثمارگری, جنسیت را در سطحی گسترده به استثمار کشیده و سرکوب نموده‌اند. تضاد موجود, تضادی فراتر از تضاد طبقاتی است. اگر تفاوت میان جنس‌ها و ویژگی‌های طبیعی آنها و بکارگیری ناپسند آن از طرف مرد و زن را بر این استثمار بیافزاییم, درخواهیم یافت که این تضاد, اولین, وسیع‌ترین و اساسی‌ترین تضاد جامعه است. هرطبقه‌ای که در تاریخ ظهور کرده در به استثمار کشیدن بیشتر زن, نقش داشته است؛ برده‌داری, فئودالیسم و کاپیتالیسم هر یک رفته رفته این استثمار را افزایش داده و امپریالیسم نیز به شیوه‌ای بسیار متفاوت‌تر آنرا گسترش می‌دهد. گسترش این استثمار چنان سرعتی بخود گرفته که نترسیدن از آن غیر ممکن است. پرهیز از چنین رابطه‌ای یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های اخلاقی من است. امروزه زن آنچنان از خود بیگانه گشته که نمی‌توان «زن‌بودن» را در او یافت. مرد نیز بسیار به دور از «مرد‌بودن» است و از دیدگاه من هر دوی آنها تحت شکنجه‌ شدیدی قرار دارند.

من در زمینه روابط جنسی تا اندازه‌ای به رهایی دست یافته‌ام. این آزادی برای من بسیار ارزشمند است و آنرا به هیچ بهایی از دست نخواهم داد. من با دیدگاه مرد کلاسیک به خود نمی‌نگرم. اگر شما در موقعیت من بودید, هرگز توان کنترل خود را نداشته و دست از مرد بودنتان برنمی‌داشتید. این زندگی بسیار دشواری است, اما من آنرا یک زندگی ارزشمند انقلابی می‌دانم.

جستجوی زن و رابطه با او برای من مساله‌ای جدی است و در این راه می‌کوشم. همیشه به این می‌اندیشم که مرد‌بودن کلاسیک در برخورد با زن بسیار خطرناک است, به همین دلیل به مقابله با آن می‌پردازم. من مجبورم به همان اندازه که جامعه را می‌شناسم, اشخاص و افراد را نیز بشناسم و میان آنها و سیاست, ایجاد رابطه کنم. این موضوعی بسیار حساس است و مشکل اساسی جامعه را تشکیل می‌دهد.

همچنین در روابط جنس‌ها, عدم وجود عشق و محبت به اوج خود رسیده است. جنس‌ها براحتی از همدیگر دور گشته و نسبت به همدیگر بیگانه می‌شوند و این نیز ارزش و کیفیت زندگی را از میان می‌برد. به نظر من این خطری بسیار جدی است؛ در این مورد نیاز به اخلاقی نوین احساس می‌شود. در این باره بی‌بندوباری بسیاری موجود است به گونه‌ای که زندگی موجود را می‌توان «عدم وجود زندگی» نامید. از خود بیگانگی را آشکارا می‌توان دید. در این مورد لازم است سوسیالیسم گام‌های بسیاری به جلو برداشته و پیشرفت‌های وسیعی حاصل نماید. بر این اساس لازم است که انسانی سوسیالیست آفرید و این کار بسیار ضروری است.

حتی استادان سوسیالیسم نیز توجه چندانی به مساله جنسیت نداشته‌اند. بدون شک شیوه رابطه و طرز تفکر مارکس نسبت به زنان مبنایی بورژوازی داشته و از لحاظ عشق و محبت, طرز تفکر بورژوازی را پشت سر ننهاده است. استالین نیز به تمامی, برخوردی فئودالی با زنان داشته و لنین نیز در این مورد به تمامی همچون یک خرده بورژوا عمل کرده است. آنان مشکل جنسیت را به عنوان یک مشکل اجتماعی مورد بررسی قرار نداده و نسبت به آن دیدگاهی شخصی داشته‌اند. اما امروزه هر چیز به ما نشان می‌دهد که این موضوعی نیست که بتوان نسبت به آن تنها دیدگاهی شخصی داشت. اگر مساله جنسیت چاره‌یابی نشود, مسائل سیاسی و دموکراسی اجتماعی بدون راه حل خواهند ماند. اگر روابط موجود در زندگی و روابط فکری با جنس مقابل, نظم داده نشوند, آیا می‌توان دموکراسی را ایجاد نمود؟ در این‌ صورت کدامین دموکراسی سیاسی توسعه خواهد یافت؟ مردی که زنی را تحت حاکمیت خود درآورد, دموکرات نخواهد گشت.

مبانی روابط یا متکی بر غریزه و روابط خشن جنسی پیشرفت می‌کنند و یا بر ایدئولوژی خانواده‌گرایی متکی هستند. 90% این روابط بر این اساس ایجاد می‌شوند که فرد بدان دلیل که هر کس ازدواج می‌کند, او نیز ازدواج می‌کند و به علت اینکه تنها یک سنت و عادت است, از آن پیروی می‌کند. همچنین اگر غرایز را نیز مد نظر قرار دهیم, می‌بینیم که 99% روابط میان جنس‌ها بر این اساس گسترش می‌یابند. این مشکل بسیار بزرگی است و در آینده زیان‌های بیشتری در پی خواهد داشت. طلاق و جدایی و عدم میل به بچه‌دار شدن بسیار گسترش یافته است. در حال حاضر در روسیه و کشورهایی که زمانی رئال‌سوسیالیسم در آنها حاکم بود, بی‌بندوباری شدیدی گسترش یافته است. پس می‌توان نتیجه گرفت که رئال‌سوسیالیسم بر این مشکل سرپوش نهاده و آنرا راکد و منجمد ساخته است.

زن هنوز نتوانسته که خود را بشناسد و زنی که به نیستی گراییده بود, دوباره احیا نشده است. همانطور که انسان سوسیالیست آفریده نشد, زن سوسیالیست نیز آفریده نشده است. نام زن, موجود است اما هویتش ناپیداست. زن تنها از لحاظ جسمی و فیزیکی وجود داشته اما ذات و حقیقت وی موجود نیست و موجودیت او را تنها برای ارضای غرایز جنسی بکار می‌گیرند. لازم است که گام‌های بسیاری برداشت. همانگونه که آفریدن شخصیت سوسیالیست دشوار است, آفریدن زن سوسیالیست و روابط سوسیالیستی میان زن و مرد نیز کار دشواری است. زیرا این روابط به تابو و محرمات تبدیل شده‌اند. هر کس در این مورد دارای نگرشی جاهلانه بوده و سنت‌ها و غرایز, حاکم گشته‌اند و این بسیار خطرناک است. زن همیشه با طبقات, خلق‌ها و افراد ستمدیده همبستگی و پیوند نزدیکی دارد. یعنی ستمدیدگانی که بر اساس سیستم حاکم شکل گرفته‌اند, مقصر نیستند و علت آن نیز بسیار آشکار است. تمام این ساختارها که با ابتکار عمل مرد و تحت حاکمیت وی پیشرفت نموده‌اند, زن را به شکلی غیر فعال درآورده و بدور از کار نگه داشته‌اند. به همین دلیل پایان بخشیدن به استثمار و ایجاد صلح و انقلاب‌هایی که ارزش‌های زندگی را بیافرینند, پیوند مستقیمی با زن دارد. فضایی که در آن جنگ وجود داشته باشد, فضایی مساعد برای نیرومند شدن و پیشرفت زن نیست. زیرا آنچه که مرد را به شکل کنونی درآورده است, جنگ بوده و از طرفی دیگر این حیوانی‌گشتن خطرناکی را با خود به همراه داشته است. هر اندازه که خشونت مرد نسبت به زن پایان یابد, به همان اندازه سوسیالیسم به خشونت پایان داده است. اگر سیستمی سوسیالیستی بوجود آید, مرکزیت مرد نیز پایان خواهد یافت. این امر چه چیز را در پی خواهد داشت؟ نتیجه آن ظهور افرادی آزاد خواهد بود و آفرینش افراد آزاد سبب خواهد شد که زن نیز به طرف آزادی خویش گام بردارد.

عشق‌های کورکورانه مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت زنانند. تا جایی که امروزه نمی‌توان خانواده خوبی را تشکیل داد. عشق کورکورانه و خانواده هر دو بسیار خطرناکند و به دلیل اینکه مبنایی سالم و مستحکم ندارند, به تابو و محرمات تبدیل شده‌اند. بنابراین لازم است که فضایی طبیعی ایجاد نمود و برای انجام این کار من بار دیگر به تز انسان سوسیالیست پناه می‌برم. انسان سوسیالیست, انسانی است که به خود ایمان داشته, دارای مهارت و توانایی است و انسانی زیباست که پشتکار بسیار دارد. در روابط مرد و زن لازم است که تمامی این نکات وجود داشته باشند, اگر روابط با فشار و زور ایجاد شوند, نتیجه آن بی‌بندوباری خواهد بود و اگر انسان سوسیالیست بوجود آید, روابط زیبا نیز آفریده خواهند شد.

کسی نپندارد که بلافاصله می‌توان به روابطی آزاد دست یافت؛ خود را نیز کامل نپندارید, حتی من نیز از مرد‌بودن کلاسیک متنفر بوده و برای سوسیالیست گشتن در تلاشم, اما دستیابی به آن در فضای موجود بسیار مشکل است. با این وجود باز هم تلاشی اینگونه هیجان, ادعای نیرومندتر بودن از برگزیده‌ترین مردان و تحت تأثیر قرار دادن تمام زنان را به من می‌بخشد.

در واقع, انسانی که آزاد گردد, صبورانه به ارتجاع پی خواهد برد. به نظر من آنکه آزاد نگردد به ارتجاع پی نبرده و انسانی جدی نخواهد بود؛ در نتیجه منشاء ارزش و احترام نیز نخواهد بود. اگر سطح آزادی اندکی پیشرفت نماید, محتوای این رابطه را بهتر درک خواهیم کرد. من تئوری‌هایی را مطرح می‌سازم و به خود ایمان دارم. با تکیه بر رابطه‌ای که ایجاد کرده‌ام می‌توانم حالت روحی یک جنگجو و یا حتی یک پادشاه را درک نمایم. از همه مهمتر اینکه با تکیه بر این رابطه, به شخصیتی مستقل دست یافته‌ام و این نیرویی باور نکردنی آفریده است.

تاکنون هیچ ارتشی بدین شکل زن و مرد را در خود جای نداده است. بر اساس تقالید, سنت‌ها و همچنین قوانین ارتش‌های مدرن لازم بود که چنین جنگی انجام نگیرد, اما چنین کاری صورت گرفت. بیشتر رفقای ما می‌پندارند که این جنگ, خارج از یک سیستم و به خودی خود گسترش یافته است. اما آنها در اشتباهند. من یک سیستم آفریده‌ام, ولی در درون این سیستم چه چیزی را ایجاد و یا چاره‌یابی نمودیم؟ هر چیز را! این یک آزمون و یک مبارزه است که به مبارزه برای زیبایی تبدیل شده است.

وضعیت من با مردان دیگر بسیار متفاوت است. من آن مردی نیستم که شما می‌شناسید. شما نمی‌توانید به اندازه من زن را تحلیل نموده و مساله جنس را تجزیه و تحلیل نمایید. چهل سال است که در این مورد می‌اندیشم؛ به نظر من زنان و مردان در مقابل هم بسیار درمانده و بیچاره‌اند. از خویش می‌پرسم که آیا اینها می‌توانند بدون اینکه خجالت بکشند به همدیگر بنگرند و برخوردی منطقی داشته باشند؟ داشتن نگرشی بر مبنای آزادی و همسانی بسیار مهم است. نگرشی که بر اساس تفاهم و درک متقابل باشد بسیار پر معناست, اما چنین چیزی وجود ندارد.

هیچ کس نمی‌خواهد باور کند که زن می‌تواند دارای جنبه‌های مهم باشد. وجود غریزه و حاکمیت, بسیار خطرناک است. حتی زنان برای خود تئوری‌ای بنا نهاده‌اند و می‌گویند: « حاکمیت مردان یک سنت و یک لازمه است». اگر ویژگی اساسی آنتی دموکراتیک بودن را در مرد از بین نبرید, نمی‌توانید او را دموکرات سازید و اگر مبداء و مبانی دموکراسی را در مرد گسترش ندهید, به دموکراسی خیانت کرده‌اید.

ما با آفریدن این رابطه ارزشمند, همبستگی شدیدی را بر مبنای آن ایجاد می‌کنیم و این نیرویی شگفت می‌آفریند. آیا این زمینه مناسبی برای دموکراسی حقیقی نیست؟ آیا هنگامی که ما می‌گوییم خانواده و روابط زن و مرد نباید اینگونه باشند, گامی بزرگ به سوی صلح نیست؟ پس می‌توان نتیجه گرفت که شیوه روابط بسیار حائز اهمیت است. در حال حاضر زنان و مردان ما فاقد آمادگی‌اند. من به آنان می‌گویم که اگر با همدیگر رابطه‌ای درست داشته باشید, بیشتر از همگان مشوق شما خواهم بود.

در جامعه اگر دختر بدون اجازه به خارج از خانه پای بگذارد, مرتکب گناه شده است. اما در نزد ما و در کوهستان مرد و زن دوشادوش همدیگر زندگی و مبارزه می‌کنند. به من می‌گویند: « گرگ و میش را در کنار هم پرورش می‌دهی». این گفته‌ها اغراقی بیش نیست. مبارزه و تضاد میان زن و مرد را بخوبی می‌توان دید؛ نباید آن را انکار نمود. این تضاد یک تضاد اساسی است. تضادی نیست که از ویژگی‌های طبیعی انسان برخاسته باشد و علم نیز رفته رفته این حقیقت را اثبات می‌نماید. ما باید این تضاد را دریابیم و هر مبارزه‌ای, خود کار مشکلی است.

مبارزه علیه «اربابیت» کار مشکلی است و مبارزه موجود در میان روابط زن و مرد نیز بسیار دشوار است و آنانکه آنرا سهل می‌پندارند, از عاملان به وجود آمدن وضع موجودند. به چه دلیل روابط حتی یک روز پایدار نمی‌مانند؟ چرا پلید‌ی‌ها این همه گسترش یافته‌اند و خیانت و کارهای منفی بسیاری انجام داده می‌شوند؟ زیرا که مبارزه برای حل مشکلات جنسیتی را نمی‌شناسند, مبارزه برای آزادی و همسانی را نمی‌دانند و به همین دلیل نیز آن را سهل می‌پندارند. آنان فرصت‌طلبانی هستند که بر مقام و منصب خویش تکیه می‌کنند. این امر را در ترکیه به شکل چشمگیری می‌توان مشاهده نمود. می‌توان دید که چگونه با فرصت‌طلبی, زن را برمی‌گزینند, در حالی که شیوه رابطه آنان نیز ناشناخته نیست.

من برای آوردن یک زن به اینجا [ صفوف مبارزه] چهل سال از عمرم را صرف نمودم و هزار بار مرد بودنم را نابود ساختم. آیا فکر می‌کنید که من به مردان پوسیده‌ای چون شما زن خواهم داد؟ حتی اگر زن هم داشته باشید, آن را از شما خواهیم گرفت. در حال حاضر بیشتر مردان, زنان را به خود وابسته کرده‌اند. زنان نیز با بکاربردن جنبه زنانگی‌شان, نظر مردان را به خود جلب کرده‌اند. من چنین چیزی را بسیار پیش‌پاافتاده و ناچیز می‌دانم. زیرا زیبایی و برابری در آن وجود ندارد و چیزی جز فریب نیست. یکی سر خم می‌کند, یکی به ثروتش پشت می‌بندد, دیگری بر قدرت خویش تکیه می‌کند و بعضی‌ها نیز خود را به غرایز جنسی می‌سپارند.

جستجوی یک زن و یک پیوند, کار زیبایی است و اگر کسی در پی زیبایی باشد, زیبا خواهد بود. حتی اگر زیبایی در دورترین نقاط باشد باز هم جستجوی آن زیباتر است. مطابق با هیچ ملت و طبقه‌ای نیاندیشید. من خطر را آشکارا احساس می‌کنم. اگر در میان این روابط, سیستمی ایجاد نکنید حتی یک روز توان مبارزه بسان یک مبارز را نخواهید داشت و نه تنها نخواهید توانست به دختران کمک نمایید, بلکه خود نیز پایدار نخواهید ماند. در این مورد, مبداء و سیستم حائز اهمیت‌اند. آیا می‌دانید که پذیرشی سهل چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ شبیه آن خواهد بود که به شکلی ناروا و بدون مبارزه برای چیزی, آن را تصاحب نمایید. اگر تنها متکی بر نیروی سازمان با زنان و مردان برخورد نمایید هر چیز برایتان پایان یافته خواهد بود.

بر این اساس نظم‌بخشی دوباره به روابط میان جنس‌ها بر مبنایی آزاد, تنها آتیه انسانیت است. اگر این کار انجام نگیرد, زندگی غیر ممکن خواهد بود. اگر حیوانیتی که تا به این حد شکلی عمومی بخود گرفته است, متوقف نگردد, انسانیت از میان خواهد رفت و به همین دلیل نیز می‌گویم: «اصرار بر سوسیالیسم, اصرار بر انسانیت است».

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:55 بعد از ظهر |

 

دوراهي بقاو فنا

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم             موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

درياها مي خروشند و موج مي دهند، زيرا در سكون به تعفّن مي رسند."حركت" و "تلاطم" و "تلاش" كه همه در ذات موج و خيزابها نمود پيدا مي كنند، راز ماندن، جاودانگي و عظمت و پاكي دريا را در خود نهفته دارند . يك انسان درمعني فرد، كار مي كند، يعني در حركت، تكاپو و تلاش است و همه براي زنده ماندن و زيستن است . آنكه آگاه و متعهّد به هويّت معنوي و انساني خويش است زيستن را و آنكه ناآگاه و در بند علايق دنيوي و مادّي است زنده ماندن را مي خواهد. از فرد به جمع و از جزء به كل مي روم ،يك طبقه،قوم،ملّت و يا يك جامعه هم،در زمان و مكانهاي مختلف هرگز دست از اين فاكتور بقاي انساني برنداشته اند، زيرا بقاي انساني و بقاي اجتماعي هر يك از افراد ، اقوام و جوامع ، به تلاش و تكاپو، جست و جو و پويش، قيام و بپاخيزي وابسته است.
آنگاه كه "دكارت" مي گويد :"من مي انديشم،پس هستم"، يك فرمول فلسفي براي ماندن، زيستن و جاودانگي مطرح مي نمايد. در اينجا انديشه، تعقّل و تفكّر ، زيربناي انساني و اجتماعي است و نبايد از ياد برد كه انديشه و تفكّر هم يك تلاش و تكاپواست، يك حركت جهت دار ذهني است و كمال معرفت و تكامل تدريجي و معنوي انسان را مدّنظر دارد، رابطه ي انسان و هستي را بيان مي دارد و اين يك بعد آشكار فلسفه است. فلسفه تاريخ به صراحت مي گويد ؛تنها آنان مي مانند و مشعل فروزان تاريخ را به آيندگان مي سپارند كه بر سكون و سكوت و تكرار لعنت مي فرستند و به جنبش و حركت ، پويش و تلاش و مبارزه لبّيك مي گويند.
آري و آن فرزانه چه زيبا و بجا گفته است:"تكرار تاريخ ، لعنتي است".
هر فردي نفس مي كشد، مي خورد و مي آشامد، مي خوابد، بيدار مي شود، مي گريد، مي خندد، سخن مي گويد، آواز مي خواند، عشق مي ورزد، نفرت مي كند و... و اين يعني زنده است، قلبش در تپش است، دستگاه گوارش او كار مي كند، مغزش سالم است و در ظريفترين مويرگهايش خون جريان دارد و باز تاكيد مي كنم كه زنده است.
بايد در اينجا مكثي دراز و تامّلي عميق نمود و پرسيد:آيا هر آنچه زنده است، زندگي مي كند؟
اصلاً اصالت زندگي يا جاودانگي درچيست؟
و ما "زنده"ها در اين ميانه چه كاره ايم و نقش ما در"زندگي"چيست؟ زنده به آنيم كه نفس مي كشيم و مي خوريم و مي خوابيم؟يا زنده به آنيم كه زندگي را وجاودانگي را خواهانيم ، اصالت زندگي را مي طلبيم و در پيكار "بودن"و "نبودن"،"بقا"و "فنا" مبارزي هستيم راسخ و مصمّم؟!.
مابين زنده ماندن و زندگي، مميّزي است و تفاوت زندگي دربعد روحي و لايتناهي آن است. نمي خواهم وارد اين بحث بشويم كه زندگي چيست؟ مهم آن است كه ما از زنده ماندن، زندگي بسازيم و با تمام وجود خويش به زندگي معني دهيم و"ما"در سناريوي زندگي هنرپيشه است.
البتّه اگر با ديد هنري به زندگي بنگريم ـ حقّا كه ما انسانها چه نقش دشواري را پذيرفته ايم، دريك سناريوي مختلط و‌ نه‌تريلوژي،گه تراژيك است گه كمدي، گه رمانتيك است و گه حماسي. "انسان"هنرپيشه اي كه در هر زمان و مكاني نقشي را بر عهده دارد و هرگز نتوانسته است نقش اصلي خود، يعني ذات انساني و نه هنري خويش را به نمايش بگذارد، اگرچه انسان بودن خود يك هنر است. آنكه ذات خود را گم كرده باشد و بر آن واقف و أگاه نباشد ،موجودي خواهد بود معلّق و پادرهوا، درختي كه بر ريشه ديگري روئيده است و ميوه يا ميوه هايش ثمره پيوندهاي ناهمگون، نامتجانس و بي سليقه اي است كه بر وي زده اند. اين "از خودبيگانه" و "از ذات بريده" بادبرده سرگرداني است كه حتّي تارهاي سست و لرزان عنكبوتي هم ،براي او مامن و تكيه گاهي است. هنر پيشه اي است كه هر نقشي رامي پذيرد و در هر قالبي فرو مي رود و شكل مي گيرد. ليكن آنكه ذات خود را گم كرده ولي آگاه و مطّلع است و در پي يوسف گم گشته خويش همه بلايا و مصايب را به جان ودل مي خرد، او از خود بيگانه نيست ،بلكه "مَم"ي است كه "زين"خود را مي جويد.
و اين سرآغاز خودسازي و خودشناسي است و اين "خود" همان "ذات"است، نه آن منيّت و من بودن. بايد اين خود ذاتي را از زنجيرها و پالهنگهاي گراني كه بر وي نهاده اند رهانيد، آنرا شناخت و ساخت و بايد خويشتن را از آن خود شكلي ـ يعني من و منيّت ـ رهانيد و به آن پشت پا زد. اوّلي ره به سوي خودنگري، تكامل، معرفت، آگاهي و تعقّل دارد و دوّمي، ره به سوي تكبّر و غرور، خودبيني، غفلت و ذلالت و ضلالت.
امّا نكته مهم اين است كه مرز "خودنگري" را از "خودبيني" باز شناسيم.خودنگري اساس انتقادازخود و خودسازي است و خودبيني با اين جريان و هر جريان تكاملي ديگري در تضاد است. از مقوله زندگي به مقوله ذات انساني و خودحقيقي رسيديم و صد البتّه باهم مرتبطند.آنچه يا آنكه زندگي را مي آفريند و به آن يك معناي حقيقي مي دهد،در جزءفرد و در كل جمع و جامعه است. پس به اين نتيجه مي رسيم كه مسئله خودِ زندگي نيست، بلكه مسئله اين است كه ما چه معني و مفهومي به زندگي مي دهيم و چگونه زندگي را از اين تحجّر و سكون.به تقدّس و عروج مي رسانيم، لازمه اين هدف نيز، فرد و انساني است كه به خودآگاهي رسيده باشد، لزوم خودنگري و انتقاد از خود را درك كرده باشد، شرايط زمان ـ مكان را به درستي تحليل و تفسير كرده و سرانجام به درجه و مرحله خودشناسي و خودسازي رسيده باشد. اين يك ابر انسان نيست. من به اين اصطلاح هيچ عقيده و دلبستگي ندارم، بالاتر و والاتر از مفهوم انسان، ذاتِ انسان و دركل انسان واقعي، نمي توان اصطلاح ديگري تراشيد. كلمه"انسان"خود نماينده هر چيز است و فردي كه مراحل فوق را شناخته و قدم در اين راه گذاشته باشد، آرمانشهر و اتوپيايي رادر نظر دارد كه ذاتِ انساني و حدّ كمال انسان واقعي است، نه اصطلاح ترجمه شده و وارداتي ابر انسان. گويند"خودنگري"اساس روشنفكري است. به نظر من بايد اين تعريف را شكافت و درونمايه آن را شناخت. اشاره شد كه خودنگري، اساس انتقاد و انتقاد از خود و در نتيجه خودشناسي و خودسازي است. انتقاد وانتقادازخود، داراي جوانب گسترده اي هستند. انسان منتقد و نقّاد يعني كسي كه كنجكاو است، جست و جو مي كند، يادگرفتن را دوست دارد، از پرسيدن نمي هراسد يا حدّاقل شرم نمي كند، به آنچه هست راضي وقانع نيست. عادت شكني، سنّت شكني، نوگرايي و نوزايي هم از ديگر خصايل بارزِ انسان منتقد هستند. او در قبال آنچه در پيرامونش مي گذرد حسّاس است، احساس مسئوليت مي كند،"چرا"ها مي پرسد و پيش از آنكه منتظر پاسخي باشد، با تكيه بر انديشه و تفكّر و تجارب نظري و عملي خويش در پي پاسخ مي گردد. او "انتظار"ـ اين آفت و ويروس فكري ـ رااز بيخ و بن برمي كَنَد،پژوهش و كندوكاو را جايگزين آن مي سازد و پاسخ"چرا"ها را مي جويد. چراها و به كلّي سئوال كردن رابه يك فرهنگ اجتماعي مبدّل مي كند و "فرهنگ بي چرايي" را به موزه فرهنگهاي پوسيده و فسيل شده مي اندازد.
آن كس كه نقد و ديدگاه انتقادي را مبناي جهانبيني خويش قرار مي دهد، قبل از هر چيز بايد از"خود" شروع كند و اين يعني تعمّقي در اندرون خود، تحليل شخصيت خود، نقدِ خود يا نقدِذاتي و شناخت حقيقت خود، درنتيجه پي ريزي شخصيتي نوين، خلاق، پويا، آزاده و روشنفكر. آنكه ذاتِ خود را زير ذرّه بين انتقاداز خود و نقد ذاتي و علمي و سازنده نَبَرَد، نمي تواند خود را بشناسد و آنكه خود را نشناسد، نمي تواند "خودِ" موجود را ترقّي و تعالي دهد. حتّي در تعاليم اسلامي نيزخودشناسي مقارن است باخدا شناسي،خود نمايانگر اهميّت خودشناسي است.
مراحل مورد بحث فوق، همه چون پلّه هاي نردبان به هم متّصل و وابسته اند، هيچكدام بدون ديگري معني نمي دهد و كارآيي لازم را نخواهد داشت. تا اينجا رابطه انسان و ذات انساني وي را تا حدودي مورد بحث قرار دادم. مي توان گفت؛ اين موضوع كم و بيش رابطه روشنفكر با ذهنيت و انديشه را بيان مي دارد. تا كنون بسي از انقلاب و تحول فكري و روشنفكري گفته شده است. اينكه پيشرفت و تكامل تدريجي انسان رابطه ي تنگاتنگ با قوه تخيّل و تعقّل و ذهنيّت او دارد. (( اگر پيشرفت خيال انسان يا به عبارتي ديگر، فكر و اراده انسان ، بر وضعيتي روحي و رواني وي تاثير گذار نباشد، روند عملي حيات نيز توسعه نخواهد يافت؛ . . .انسان زماني به انسان مبدل خواهد شد كه صاحب برنامه ، فلسفه و علم باشد.))
از اطناب مي پرهيزم و موضوع را اينگونه پي مي گيرم كه در بافتِ شخصيّتي يك انسان روشنفكر،تنها ذهنيت و انديشه ملاك نيست . اصلاً خود كلمه "روشنفكر" هم حقّ مطلب را ادا نمي كند . ليكن چه بايد كرد؟ كلمات گهگاه بار سنگين مفاهيمي را بر دوش مي كشند كه نمي توانند آن را به سر منزل مقصود برسانند. شايد "روشن ضمير" بهتر باشد ، نمي دانم و شايد از اين هم بهتر باشد و باشند. گرچه راضي نيستم امّا اجباراً به همين اصطلاح يعني روشنفكر اكتفا مي كنم . بايد اذعان نمود كه ذهنيتي خلاق و آزاده و پرسشگر، تنها ملاك روشنفكري نيست. اين يك بعد آن است و ابعاد ديگري هم دارد، اما دو بعد موْثر و تعيين كننده ديگر كه تمام كننده اوّلي هستند، يكي"وجدان"است و ديگري هم"اخلاق". به اين كاري ندارم كه"وجدان"و "اخلاق"مفاهيمي قراردادي اند و زاده يك مرحله معين تاريخي با تكيه بر آداب و سنن قومي و طايفه اي،كه آن نيز قراردادي است. بلكه اهميّت اين در مفهومي است كه به روابط انساني و اجتماعي مي دهند و اين آرايش زندگي است..
در قرن بيستم جامعه جهاني،مسائل و بحرانهاي بسياري را لاينحل گذاشت و با خود به قرن حاضر آورد، سواي بحرانهاي سياسي،اقتصادي و منطقه اي وغيره، بحران اخلاق و وجدانيّات انساني و بحرانهاي دروني و بيروني ديگري نيز گريبانگير جوامع انساني شده اند و روز به روز هم صعب العلاج تر مي شوند. در اين بحبوحه خطير و دهشتناك كه انسانها،هويّت واقعي خويش را از دست داده اند و هر روز شاهد ژنوسايدها، آسيميلاسيونها و اليناسيونهاي متعددي هستند، فردروشنفكر هم مسئوليتهايش سنگينتر وحسّاسيّتهايش بيشتر خواهد شد و بايد هم بشود. اين مهم نيز بر مبناي ذهنيّت، وجدان و اخلاق به منصه ظهور خواهد رسيد، آن هم با يك انقلاب ريشه اي و علمي، آري انقلابي در انديشه، وجدان و اخلاق.
زيرا با انديشه،وجدان و اخلاق كنوني كه تا حدّ زيادي تحريف و منحرف شده اند، نه مي توان آن روشنفكر را آفريد و نه مي توان يك انقلاب روشنفكري را بپا كرد.
همه اين انقلابها و تغيير و تحوّلات، يعني جنبش و تكاپو، حركت و صعود و آن امواج خروشاني كه به دريا، يك سيرِحياتيِ مداوم و پويا مي دهند. انقلاب يعني بيدار كردن، آگاه نمودن، تغيير و تحوّل، پيرايش و ساختن.
حتي زور انقلابي هم نبايد از آگاه ساختن و موارد مذكور ديگر فراتر رود و حدّ اعلاي آن يا بايد سيلي باشد كه بر صورت خواب آلوده انساني غافل و بي خبر نواخته مي شود و يا بايد دفاعي مشروع باشد از كيان خلق و دستاوردها و ارزشهاي مادّي و معنوي انقلاب و بشريّت.
در ذات انقلاب و انسان انقلابي نبايد مفاهيم و اعمال انحرافي و ابتذالي موجود باشند،زيرا هر انحراف و ابتذال و حتّي تفهّم غلطي،ره به سوي حضيض شكست وذلّت دارد،حتّي متعهّدترين افراد انقلابي هم اگر دچار جزمي گري و انحراف از ذات حركت انقلاب بشوند،يا"روبسپير"خواهند شد يا"استالين"،اوّلي انقلاب كبير فرانسه را به ترور و اختناق و انحراف كشانيد و دوّمي هم انقلاب سرخ را به ابتذال و سرانجام فروپاشي. پس تعهّد ما نبايد شكلي،لحظه اي و جزمي باشد،بلكه بايد نسبت به وجدان انقلابي، اخلاق انقلابي و تفكّر انقلابي و سير علمي و عملي انقلاب تعهّد داشت. انقلاب،خيزش و عصيان گروهي آشوب طلب و مزدور و پروواكاتيو نيست،بلكه حركتي است جهت دار وبا برنامه،ديناميسم آن تفكر و انديشه انقلابيِ روشنفكر مبارز و پيشاهنگ است، مكانيسم آن هم، امواج خروشان توده هاي آگاه و بپا خاسته.آري، مبارزه و انقلاب بايد از بالقوّه ها،بالفعل بسازد و پتانسيلها را به جنبش و حركت و انرژي مبدّل سازد و روشنفكر مبارز و پيشاهنگ بايد به آن حركت توده وار جهت دهد و آن را سازماندهي بخشد،يعني از چشمه ها و جويبارها،رودخانه بسازد و آن را به سوي ايده آلش كه درياست،سوق دهد.و چه بسيارند بايدها و نبايدهاي ديگري كه در جريان اين حركت سازنده،منسجم و بالفعل نقش دارند. آنكه اين بايدها و نبايدها را مطرح مي كند،كسي و چيزي نيست جز وجدان آگاه،اخلاق انساني و تفكر نوگرا و سنت شكنِ توده هاي روشنفكر . آنتي تزي كه انقلاب ارائه مي دهد عاري از متدهاي سكتاريستي است ،عملي ترين و منطقي ترين عملكرد ،متد دمكراتيك و علميِ مبارزه است. درواقع انقلاب هم با انتقاد و انتقاد از خود آغاز مي شود.روشنفكر مي پرسد،چرا مي گويد،به افق رهايي و آزادي اشاره مي كند و راهش را نشان مي دهد ، از همه مهمتر ايمان و اعتقاد و جسارت مي بخشد و توده ها،درد مي كشند،مي انديشند،مي فهمند،مي پذيرند و از سكون و سكوت،به حركت و عروج و فرياد ودادخواهي مي رسند.اينجاست كه ما يك توده روشنفكر و روشن ضمير خواهيم داشت.يعني او سكون و سكوت خويش را درمي يابد و به نقد ذاتي خويش مي پردازد،آن گاه كه از شخصيت راكد،بي اراده و نازاي خود،شخصيتي سيّال،زايا، باعزم و آگاه مي آفريند،به انتقاد وضع موجود مي پردازد و اين يعني نقطه عطف انقلاب. اين توده روشنفكر و آگاه بايد حركت و جهتي سازنده داشته باشد نه ويرانگر و اين نقطه تمايز انقلاب از اغتشاش است. انقلاب يك انتقاد جنبشي و بالفعل است و ذات انتقاد هم سازنده است نه ويرانگرو پس انقلاب هم يك حركت منسجم اصلاحي،سازنده،نوگرا،نقّاد،چاره ياب وجهت دار است. امروزه و در آغاز هزاره سوّم،هيچ جامعه اي و يا هيچ سيستم حياتي،اداري، حكومتي و جهاني را نمي توان از بيخ و بن بركند و سپس سيستمي نو آفريد،بلكه بايد ساخت و اين سازندگي با اصــلاح و پيرايش و پالايش وضـع موجود امـــكان پذيــر خواهـد بـود و ايـن خصلت و هنـــر انقلاب دمكراتيك نوين و معاصر است.
بر گرفته از تحلیلات رهبر آپو

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |
كاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریكا در مصاحبه‌ای با روزنامه «وال استریت ژورنال» تاکید کرد که گفتگوهای انجام شده با رژیم اسلامی ایران در باره موضوع عراق را به هیچ وجه یک «مذاکره» ندانسته و هرگونه «معامله بزرگ» واشنگتن با تهران را «غیرممکن» می‌داند.
 


رایس همچنین ضمن انتقاد شدید از محمد البرادعی در باره هشدارهای اخیر وی پیرامون حمله به ایران و ضرورت پذیرش ایران اتمی توسط جهان غرب، از البرادعی خواست «سعی نكند مسیر دیپلماسی را تعیین كند بلكه به صورت سازمانی باقی بماند كه در واقع آن چه در ایران می‌گذرد را گزارش می‌دهد.

رایس در این گفتگو تاکید کرده است که سیاست آمریکا در باره رژیم اسلامی ایران را كاملا منسجم می‌داند و معتقد است فشارهای آمریکا بر ایران نهایتاً نتیجه خواهد داد. وی همچنین از اعزام ناوهای آمریکایی به خلیج برای افزایش فشار بر ایران دفاع کرده و یادآور شده است که «حتی فکر این که آمریکا ممکن است روزی ایران اتمی را به رسمیت شناخته و با آن کنار بیاید فکری نادرست است».

رایس همچنین تاکید داشت که گفتگوهای ایران و آمریکا در عراق، «مذاكره» اتلاق نمی شود . ما مجموعه‌ای از مباحثات در مورد عراق و در مورد عدم انسجام در سیاست‌های ایران درباره آنچه كه می‌گویند اهداف اعلام شده آنها در رابطه با عراق است،را داریم.

وزیر امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از اظهارات خود اذعان کرده است که به دلیل پیچیدگی‌های سیاسی حاکمیت ایران، قادر به درک کامل «سیستم سیاسی» ایران نیست و یکی از مشکلات ایالات متحده آمریکا این است که به دلیل دوری 27 ساله از جمهوری اسلامی، شناخت کامل و دقیقی از تحولات قدرت در تهران ندارد.

رایس افزود، در هیچ یك از این مباحثات سعی بر این نیست كه به یك معامله بزرگ دست یابیم زیرا، هیچگونه منافع مشترك بالقوه با ایران وجود ندارد .

رایس گفت، ما پیوسته خواستار مذاكره با ایران در مورد مساله هسته‌ای بوده‌ایم البته در صورتی كه شرایط ویژه‌ای پذیرفته شود. بنابراین ما با آنها در بحث هسته‌ای بر سر میز مذاکره ننشسته‌ایم و برای مذاکره نیاز به ظرفیت چارچوب وسیعتری هست.

رایس در ادامه گفت: آهنگ ضعیف شورای امنیت همان دلیلی است كه نمی خواهیم صرفا بر آنچه كه در داخل شورای امنیت می‌گذرد، متكی باشیم. و كارهای بسیار زیادی وجود دارند كه می‌توان در خارج از شورا انجام داد.

رایس در ارزیابی خود از شرایط سیاسی و اقتصادی داخل ایران اظهار داشت که آنجا مكانی غیر شفاف است و یك سیستم سیاسی است كه آن را به دلیل 27 سال دوری از ایران خیلی خوب درك نمی‌كنم.

در عین حال فكر می‌كنم که چیزی که در حال رخ دادن است،این است که انزوای بین‌المللی فزاینده و سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌آمیز احمدی‌نژاد در حال اثر بخشیدن است.
+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:52 بعد از ظهر |
که‌ناڵی ئاسمانی نه‌ورزۆ تی‌ڤی، که سه‌ر به وه‌زاره‌تی ڕۆشنبیری حکومه‌تی هه‌رێمه و ماوه‌ی چه‌ند مانگێکه مژده‌یی هاتنی درابوو، 24 کاتژمێره ده‌ستی به وه‌شانی ئه‌زموونی خۆی کردووه.

که‌ناڵی ئاسمانی نه‌ورزۆ تی‌ڤی که له لایه‌ن وه‌زاره‌تی ڕۆشنبیری حکومه‌تی هه‌رێمی کوردستانه‌وه دامه‌زراوه‌، له یه‌کی نه‌ورۆزی ئه‌مساڵه‌وه ده‌ستی به دانانی لۆگۆیی که‌ناڵه‌که‌ کردبوو و پاش بڵاوبوونه‌وه‌ی ده‌نگۆی شکه‌ست خواردنی پڕۆژه‌که به هۆی کێشه‌ی ئابووری و فاینانس‌، ئه‌وه‌ ماوه‌ی 48 کاتژمێره و له ڕۆژی دووشه‌ممه‌وه، له هه‌نگاوێکی نوێ دا په‌خشی ئه‌زموونی خۆی ده‌سپێکردووه به‌ڵام دیسانیش ده‌گوترێ که کێشه‌ی ماڵی به‌رده‌وامه چونکه گۆیا حکومه‌تی هه‌رێم به نیاز نیه هه‌موو بودجه‌یی داواکراوی نه‌ورۆز، په‌سه‌ند بکات.

به هاتنی که‌ناڵی نه‌ورۆزیش که هاونێوه‌که‌ی له لایه‌ن پژاک و له سه‌ره‌تایی ئه‌مساڵه‌وه ده‌ستی به وه‌شان کردبوو ڕێژه‌ی که‌ناڵه‌ ئاسمانیه کوردیه‌کانی دامه‌زراو و ئاماده‌یی وه‌شان ده‌گاته 13 که‌ناڵ که بریتین له: "کوردستان تی‌ڤی، کوردسات، رۆژتی‌ڤی، مێزۆپۆتامیا، زاگرۆس، تیشک تی‌ڤی، ڕۆژهه‌ڵات، کۆمه‌ڵه‌ تی‌ڤی، نه‌ورۆز" بۆ کوردستان وه‌شانی ئاسمانی ده‌که‌ن و "ته‌له‌ڤزیۆنی گه‌لی کوردستان، نه‌ورۆز سه‌ت، ڤین تی‌ڤی" و که‌ناڵی چاوه‌ڕوانکراوی ئه‌سنتیتۆی کوردی پاریس به ناوی "کورد تی‌ڤی".

فێرێکانسی نه‌ورۆز تی‌ڤی و ئادره‌سی ماڵپه‌ره‌که‌ی که له ژێر چاکسازی دایه:

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:50 بعد از ظهر |
زانرا که وه‌فدێکی پایه‌به‌ری حدکا به سه‌رۆکایه‌تی مسته‌فا هیجری سه‌رۆکی پارته‌که و "جه‌میل بایک"ی که‌سایه‌تی ژماره‌ دوویی پ.ک.ک کۆبوونه‌ته‌وه و پێوه‌ندیه‌کانی دوو لایه‌نه و ئاڵوگۆڕه‌کانی سیاسی ناوچه‌ و هاوکاری ئه‌منی نێوان دوو لایان خستۆته به‌ر باس.

ماڵپه‌ڕی خۆرهه‌ڵات نیوز وێڕایی بلاوکردنه‌وه‌یی هه‌‌واڵه‌که ده‌ڵێ: وه‌فدی حیزبی دیموكراتی كوردستانی ئێران، له "مسته‌فا هیجری"، سكرتێر، "ته‌یمور مسته‌فایی و محه‌مه‌د نه‌زیف قادری"، ئه‌ندامانی ده‌فته‌ری سیاسی و "رۆسته‌م جه‌هانگیری"، ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی پێکهاتووه و دیدراه‌که‌یان له‌گه‌ڵ وه‌فدی پ.ک.ک به سه‌رۆکایه‌تی "جه‌میل بایک" بووه و له دانشتنێک دا باسی دوایین ئینشعابی نێو "حدكا"، بارودۆخی كوردستان و ناوچه، په‌یوه‌ندیی هه‌ر دوولایه‌ن و به‌ستنی په‌یمانی ئاسایشی نێوانیان كراوه‌.

ئه‌م کۆبوونه‌وه له کاتێک دا دێته ئاراوه که حیزبی دێمۆکراتی کوردستانی ئێران، پێوه‌ندیه‌کی ئه‌وتۆیی له‌گه‌ڵ پ.ک.ک نه‌بووه و به تایبه‌ت له‌م ساڵانه‌یی دوایی دا به هۆی دامه‌زراندنی پژاک، ڕه‌خنه‌یی له‌م پارته گرتووه و ئه‌م كاره‌یی به ده‌ستێوه‌ردانی پ.ك.ك له ڕۆژهه‌ڵاتی كوردستان زانیوه و به‌م هۆگه‌له‌ش پێوه‌ندیه‌کانی له‌گه‌ڵ پ.ك.ك له نزمترین ئاست دابووه.

پێشتریش ئاشکرابوو که وه‌فدێکی پایه‌به‌رزی باڵیی جیابۆوه له حدکا، حیزبی دێمۆکراتی کوردستان سه‌ردانی قه‌ندیلیان کردووه و پێوه‌ندیه‌کانی نێوان دوو لایه‌ن و ئاڵووگۆڕه‌کانی کوردستان و ناوچه‌یان تووتوێ کردووه.

شایانی باسه که تا ئێستا حدکا و پ.ک.ک له‌مباره‌وه هیچ زانیاری و ڕوونکردنه‌وه‌یه‌کیان ڕانه‌گه‌یاندووه. له زانیاری زیاتر ئاگادارتان ده‌که‌ینه‌وه.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:49 بعد از ظهر |
سه‌ردار شووشته‌ری" جێگری هێزی زه‌وینی سپایی پاستارانی ئێران له لێدوانێک دا وتی :پ.ک.ک به هاوکاری ئه‌مریکا ده‌یه‌وێ که جوگرافیایی سیاسی ڕۆژهه‌ڵاتی ناڤین بگۆڕێ.


به گوێره‌ی ئاژانسی ئێرانی ئیسنا"سه‌ردار شووشته‌ری" که له ڕێوڕه‌سمی ناساندنی فه‌رمانده‌یی تیپی سێیی له‌شکری ڕۆژئاوایی ئێران له زه‌نجان قسه‌ی ده‌کرد سه‌باره‌ت به پ.ک.ک وتی: ئه‌م حیزبه ماوه‌یی 35 ساڵه پێکهاتووه و بێ نیازترین سازمانی گه‌ریلایی گرێدراوی ئه‌مریکایه که له 500 کیلۆمه‌تری سنووری باکوور و باکووری ڕۆژئاوایی ئێران چالاکی چه‌کداری دژ به وڵاتی ئێران و تورکیا ده‌کات و هه‌وڵ ده‌دات به هاوکاری "ئیستکباری جیهانی" (مه‌به‌ست ئه‌مریکا. م)، جوگرافیایی سیاسی ڕۆژهه‌ڵاتی ناڤین بگۆڕێ.
ناوبراو وتیشی که ئێران 10 میلیۆن به‌سیجی په‌روه‌رده‌ دیتراوی هه‌یه و هه‌موو پیلانه‌کانی دوژمنانیشی پووچه‌ڵ کردۆته‌وه.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:47 بعد از ظهر |
ماههاست كه بحث بر سر انجام عملیات برون مرزی به خاك عراق و همچنین در نتیجه آن ایجاد یك منطقه نظامی ممنوعه یا منطقه امن در جریان است. آنطور كه به نظر می‌آید عملیات برون مرزی كه فرماندهی كل ارتش تركیه ماههاست از آمادگی برای آن دم می‌زند، قابل اجرا نیست.

علت اینكه با وجود آن‌همه بحث و جدل فشرده عملیات برون مرزی به اجرا درنمی‌آید چیست؟



بدون شك جواب این پرسش را فرمانده كل ارتش تركیه بهتر از هر كسی می‌داند. اما بر اساس اطلاعاتی كه در مطبوعات منعكس می‌شوند، فاكتورهای لازم برای انجام این عملیات مهیا نیستند. بعنوان مثال رضایت آمریكا برای انجام چنین عملیاتی جلب نشده است. آمریكا بطور مداوم از تركیه می‌خواهد كه دركنار او در جبهه علیه ایران و سوریه جای گرفته و با كردهای عراق كنار بیاید. هر چند كه حزب عدالت و توسعه ‌آمادگی پذیرش این خواسته را دارا باشد اما فرمانده كل ارتش تركیه با این خواسته‌ها و بخصوص دومین آن مخالفت می‌كند. رهبران حزب دمكرات كردستان عراق و اتحادیه میهنی كردستان از همكاری و شركت در "عملیات پیچك" سرباز می‌زنند. علی‌رغم تهدید‌های روز‌افزون دولت تركیه هر دو حزب كردی مشخصاً اعلام كرده‌اند كه حاضر به جنگ علیه حزب كارگران كردستان نیستند. مشاركت در چنین جنگی را با منافع خود نمی‌دانند و همچنین آنرا برای افكار عمومی مردم كرد نمی‌توان توجیه نمود و قبولاند. در نتیجه این احزاب نیز تركیه را به حل مسئلهPKK به شیوه سیاسی دعوت می‌نمایند. در چنین شرایطی نیروهای ویژه ترك در كردستان عراق نمی‌توانند براحتی حركت كنند و در صورتی‌ كه دست به اقداماتی بزنند، همانند آنچه در سلیمانیه دیده شد گونی بر سرشان كشیده خواهد شد. جناب نخست‌وزیر اردوغان، خشمگین از این واقعیت، رهبران سیاسی كشور همسایه خود را با تحقیر « روسای قبایل » نام‌ گذاری می‌كند.

به این موارد می‌توان اقداماتی را افزود كه دولت قصد دارد در درونPKK انجام دهد. اطلاعاتی كه از اشخاص نزدیك به PKKبه بیرون درز كرده، حاكی از آن است كه شبكه جاسوسی كه دولت به درون PKK فرستاده بود شناسایی شده و این برنامه نیز با شكست مواجه شده است. كه عملیات برون مرزی پیچك كه هدف آن نابودی كامل PKKاست علی‌رغم جنجالی كه در تركیه برانگیخته به علت مهیا نبودن فاكتورهای مزبور نمی‌تواندعملی شود. بدون این عوامل هر عملیاتی كه انجام شود نتایج سنگینی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل فرمانده كل ارتش و حكومت از قبول مسئولیت آن سر‌باز زده‌اند و می‌خواهند بار آن‌را بر دوش یكدیگر بیندازند. فرمانده كل ارتش با درك جوابگو نبودن تلاش‌هایش پلان ایجاد منطقه ممنوعه نظامی را بر روی میز كار خود قرار داده است. این پلان در واقع ایجاد یك محدوده تامپون بدون انسان را در مرز ایران و عراق شامل می‌شود. مادامی ‌كه آمریكا و عراقی‌ها خواست‌های دولت تركیه را اجابت نكرده‌اند، فرمانده كل ارتش قصد دارد با تكیه بر نیروی خود محدوده تامپون را ایجاد و مرزها را در كنترل بگیرد. همه حساب و امید فرماندهی كل به این طرح بسته است. سئوال این است كه آیا چنین طرحی عملی است؟ آیا با ایجاد منطقه تامپون، تركیه به تنهایی توان حاكمیت بر مرزها و جلوگیری از فعالیت‌های PKKرا دارد؟ آیا این طرح دستاوردی برای دولت و جامعه تركیه در بر خواهد داشت؟ از این دیدگاه قبل از هر چیز باید نكات عجیب در صدور فرمان محدوده تامپون را به زبان آورد. این فرمان نیز در نیمه شب صادر شد. گویی كه صدور فرامین شبانه برای فرمانده كل به صورت عادت در‌آمده است. از طرف دیگر این فرمان بدون اطلاع حكومت و تنها از طرف فرماندهی كل ارتش صادر شده است. حتی طیب اردوغان، نخست‌وزیر، فرمان مزبور را در یك برنامه تلویزیونی از زبان گوینده تلویزیون شنیده بود و با وجود تلاش‌هایش برای بروز ندادن از چهره‌ و لبخند تلخش می‌شد عصبانیتش را تشخیص داد.

shernax-sert-cholemerg.jpg مسئله دیگر اینكه در دومین شب بعد از صدور فرمان، مطبوعات از توپ‌باران مشترك توپخانه نیروهای نظامی ایران و تركیه علیه خاك عراق خبر دادند. گفته می‌شود وسعت این توپ‌باران از كوه‌های قندیل گرفته تا منطقه هفتانین یعنی همه مناطقی كه تحت كنترل PKKمی‌باشد، بصورت همزمان و برنامه‌ریزی شده از طرف ارتش دو كشور انجام گرفته است. یعنی اولین اقدام برای ایجاد محدوده تامپون كه آن ‌را « محدوده امن » می‌نامند، توپ‌باران كردستان عراق بوده است و همچنین مشخص شد كه این طرح تنها مربوط به تركیه نبوده و پلان مشترك ایران و تركیه می‌باشد. بر اساس خبرهای منتشر شده در آژانس‌های خبری اولین نتیجه توپ‌باران شبانه ایران و تركیه تخلیه پنج روستا در دامنه كوه‌های قندیل و آوارگی ساكنین آن‌ها بوده است. به همین ترتیب اهالی روستاهای دیگر منطقه نیز خشم و اعتراض خود را نسبت به این حملات ابراز كرده‌اند.این حملات این واقعیت را كه محدوده تامپون چیست و چگونه به اجرا در خواهد آمد به روشنی مشخص می‌كند. در وهله اول با آتش سنگین توپ خانه و حملات هوایی قصد دارند روستاهای نزدیك مرز را وادار به تخلیه كرده و یك منطقه وسیع خالی از سكنه و بدون انسان را ایجاد كنند. در واقع محدوده تامپون به معنی كوچاندن و آواره نمودن بخش قابل توجهی از جمعیت مردم كرد از خاك و دیارشان است. یعنی به نوعی سیاست تهجیر ( كوچاندن اجباری ) كردها در میان است. این سیاست بسیار اشتباه و خطرناك بوده و تنش‌های موجود را دامن زده و باعث وسعت یافتن خشونت خواهد شد. ضررمندان اصلی این سیاست صاحبان و مجریان آن خواهند بود. فرمانده كل ارتش گویی در بازی با آتش به روی آن بنزین می‌ریزد. هر چند كه طرح محدوده تامپون چندان جدید به حساب نمی‌آید و این طرح از سال 1984 گاه به گاه مورد بحث قرار گرفت اما هرگز به مرحله اجرا در‌نیامد. امروزه نیز احتمال اجرا و موفقیت آن بسیار ضعیف است. حال به این بیاندیشیم كه اگر در برابر طرح محدوده تامپون،‌ PKKنیز « طرح منطقه آزاد شده » را اعلام كند چه خواهد شد؟ مضر و خطرناك بودن پلان محدوده تامپون را از جواب این سئوال به خوبی می‌شود دریافت. در عین حال موفقیت آن نیز غیر‌ممكن است و هنوز به دنیا نیامده محكوم به مرگ است. مردم و نیروهای دمكراتیك در تركیه باید با حساسیت تمام با این مسئله برخورد كرده و در مقابل آن اعتراضات دمكراتیك خود را نشان دهند.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:44 بعد از ظهر |
در روز 22جولای انتخابات سراسری در ترکیه برگزار می شود و این انتخابات نسبت به گذشته از اهمیت خاصی برخوردار است که این واقعیت با اوضاع سیاسی در ترکیه و جهان ارتباط دارد.

با نگاهی موشكافانه به شرایط سیاسی داخل ترکیه و برخورد مسئولین دولتی مشاهده می‌گردد كه هم اکنون در انجام برگزاری این انتخابات خطراتی جدی وجود دارد. این برخورد کونسپت دولت یا (متفق بودن) می باشد.



در مرحله انجام مذاکرات میان اتحادیه اروپا و ترکیه، می‌بایست تحولاتی چشمگیر در این کشور صورت پذیرند اما هنوز هم این امر بوقوع نپیوسته است. به این خاطر نیز درخواست نمایندگان کرد برای صلاحیت آنان در مجلس را نمی توانند تحمل کنند. هر چند که تضادهایی میان احزاب سیاسی در این کشور وجود دارد اما در این نكته که کردها به مجلس راه نیابند، با همدیگر متحد گشته‌اند. بدین خاطر قانون انتخابات كه در چارچوب آن نامزدهای كرد را بعد از لیست احزاب قرار می‌دهد بدون هیچ اعتراضی از تصویب مجلس و رئیس جمهور این كشور گذشت. به نظر من این طرز برخوردها ادامه خواهند داشت.

مطابق ضروریات زمانی و شرایط سیاسی و اقتصادی، خلق کرد در شمال کردستان با داشتن داعیه‌های بزرگی در این انتخابات شرکت خواهند جست. در این زمان آنها در تلاش و تکاپو هستند که نمایندگان خود را به مجلس بفرستند. بدین خاطر در این برهه زمانی نقش کردها از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف از این موضع گیریها این است که مجلس ترکیه را به صحنه مبارزاتی خود مبدل سازند. با توجه به این امر بایستی وظایف مبارزاتی این مرحله به خوبی درك گردیده و تمامی نیروها در راستای بجای آوردن آنها تلاش نماید. شاید کسانی چنین بگویند كه: " بدون راهیابی نمایندگان کرد به مجلس، باز هم آنها می توانند سطح مبارزات خود را گسترده دهند"؛ این، صحیح است؛ اما خلق كرد بواسطه امکانات موجود در مجلس بهتر می‌تواند اعمال پلید نهادهای دولتی را فاش نموده و اراده مزبورش را اثبات كند كه این یكی از اهداف بزرگ شدن است.

البته نباید این احتمال را از نظر دور نگه داشت که ترکیه از موضع گیری سالهای 1994 استفاده نخواهد کرد. شاید باز هم دولت ترکیه نمایندگان کردها را از مجلس اخراج و آنها را روانه زندان کند. اما با وجود این شرایط نیز، ضرورت دارد که به مجلس راه یابند. باید بر این امر واقف بود كه نامزدهای كرد در این دوره انتخاباتی با برخورد وحشیانه و پلید نهادهای دولتی مواجه خواهند گشت. پافشاری و با ادعا بودن نمایندگان كرد در موضع‌گیریشان از اهمیت خاصی برخوردار است.

بدان علت كه اوضاع سیاسی و اقتصادی همانند سالهای 1990 نمی‌باشد. نه اتحادیه اروپا و نه آمریکا خواهان کونسپتی همانند سالهای گذشته نیستند. از این به بعد امکان آن وجود ندارد که دولت ترکیه رضایت این نیروها را، برای ضدیت با کردها کسب کند. ما نیز می توانیم این واقعیت را بوضوح در موضع گیریهای صریح مسئولین اروپایی مشاهده کنیم. از این پس اتحادیه اروپا و آمریکا نیز خواهان ورود نمایندگان کردها به مجلس ترکیه هستند. این درخواست خود را نیز به شکلی آشکار بر زبان می‌آورند. در چنین مرحله‌ای، انجام وظایف ضروری می باشد. بدون شک این وظایف بویژه بر دوش اعضای حزب جامعه دموکراتیک DTP و نهادهای دیگر کردی در شمال کردستان خواهد بود. در چنین مرحله‌ایی می بایست همه سازمانهای کردها و همه اعضاء آن و روشنفکران و میهن دوستان کرد مسئولیت خود را به جای آورند. بویژه کردهای مقیم اروپا نقش عمده ای بر عهده‌شان قرار می گیرد. همانطوریکه در انتخابات محلی، کردها در این قاره نقش بسزایی ایفا نمودند، در چنین مرحله‌ایی نیز می‌توانند مسئولیت خود را به جای آورند.

شاید برای انتخاب نامزدهای مستقل از طرف DTP برنامه ریزی دقیقی هم صورت گرفته نباشد. من هم در این نکته وجود کم کاریهایی را مشاهده می‌كنم، اما این بدان معنی نیست که از انجام وظایف خود شانه خالی کنیم. زیرا حساسیت مرحله به آن اجازه نمی دهد که ما وجود داشتن آن فعالیت‌های سست بنیان را بشدت مورد انتقاد قرار دهیم. چنین برخوردی به پیشرفتهای مثبت مرحله ضرر می رساند. اما در آینده همه می توانند دست به خود انتقادی بزنند و از مسئولین حساب خواهی به عمل آورند.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:43 بعد از ظهر |
بنابه گزارشات رسیده از زندان ارومیه روز شنبه 16 خرداد 1386 مامورین حفاظت اطلاعات زندان همراه با رئیس بند و تحت نظارت مستقیم رئیس زندان فردی بنام فتحی و همچنین مدیرکل زندانهای استان فردی بنام جبار باقری به بهانه بازرسی از بند به زندانیان سیاسی حمله ور شدند و آنها را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار دادند و اندک امکاناتی را که توسط بستگان زندانیان فراهم شده بود یا تخریب کردند و یا ضبط نمودند.



هنگامی که زندانیان سیاسی نسبت به این اعمال آنها اعتراض کردند با برخورد وحشیانه ماموران مواجه شدند. ماموران زندان یکی از زندانیان بنام اسعد امیری را به شکنجه گاهی که معروف به قرنطینه است، منتقل کردند. در این شکنجه گاه تعدادی سلول انفرادی وجود دارد که بعد از شکنجه کردن زندانیان سیاسی، آنها را در آنجا به حال خود رها میکنند.

یکی از شیوه های معمول شکنجه در قرنطینه این است که ابتدا دست و پای زندانی را می بندند و با مشت و لگد و باتوم به جان زندانی می افتند و او را تا مرز بیهوش شدن مورد ضربات خود قرار میدهند. این نوع شکجه تقریبا علیه اکثر زندانیان سیاسی بکار برده میشود، سپس زندانی را 2 الی 3 هفته در سلول انفرادی نگه میدارند. این شکنجه گاه فاقد هر گونه امکانات بهداشتی است. زندانیانی که در این سلولهای انفرادی قرار داده می شوند از حداقل جیره غذای برخوردار هستند.

در حال حاضر حدود 63 زندانی در شرایط قرون وسطائی در این بند نگهداری می شوند.

اسامی تعدادی از شکنجه گران که توسط زندانیان سیاسی شناسائی شده اند به قرار زیر می باشد:

1.فتحی رئیس زندان
2. اکبر افشار رئیس بند زندانیان سیاسی
3.فریدون کردور رئیس حفاظت و اطلاعات زندان
4.پیمان خان زاده از افراد حفاظت و اطلاعات زندان
5. سهرابی از افراد حفاظت و اطلاعات زندان
6. بحرینی از افراد حفاظت و اطلاعات زندان

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران توجه مجامع حقوق بشری را به شرایط وحشتناک حاکم بر زندان ارومیه جلب می کند و خواهان اقدامات فوری برای متوقف کردن اینگونه اعمال غیرانسانی علیه زندانیان سیاسی و ثبت نام شکنجه گران فوق به عنوان جنایتکاران علیه بشریت است.

29 خرداد 1386 بربر با 19 ژوئن 2007
موارد فوق به سازمانهای زیر گزارش شده:
-شورای حقوق بشر سازمان ملل
- سازمان عفو بین المل
- سازمان جهانی منع شکنجه
-بخش حقوق بشر اتحادیه اروپا
- دیدبان حقوق بشر

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:42 بعد از ظهر |
انجمن شورای رهبری کوما جفاک کردستان، KCK در خصوص عملیات نظامی و گسترش دامنه آن از سوی ارتش ترکیه اطلاعیه‌ای در اختیار رسانه‌های عمومی قرار داد.



در اطلاعیه کوما جفاک کردستان، KCK آمده است که، ژنرال بیوک آنیت، فرمانده کل ستاد نیروهای مشترک ارتش ترکیه در صدد ایجاد جوی نظامی و بحران در جامعه است.

KCK ضمن تاکید بر اینکه که نیروهای مدافع خلق HPG، در حالت تدافعی و دفاع مشروع هستند، اعلام کرد: علیرغم آنکه تشکیلات ما بر آتش‌بس یک طرفه خود که از یکم اکتبر سال 2006 اعلام کرده، پابرجاست، اما حملات نظامی ارتش ترکیه به طور مدام، گسترش می‌یابد و تلاش برای نابودی نیروهای گریلا گسترده‌تر می‌شود.

KCK می‌افزاید با توجه به اینکه، گریلا در حالت تدافعی بسر می برد، متحمل چندین شهید شده است، اما همچنان بر آتش‌بس پایبند است، ولی همزمان دفاع مشروع را حق مسلم خود می‌دانیم و عواقب تمامی ضررهای جانی و مالی به عهده آغازگران جنگ و ارتش و حکومت ترکیه است و اگر ترکیه از حملات جدید جلوگیری کند، بحران ، جنگ و سیتزه به پایان می‌رسد.

KCK در اطلاعیه خود صریحا اعلام می‌کند اگر این فراخوان، مورد توجه جنگ افروزان، قرار نگیرد، نیروهای گریلا اجبارا" وظایف خود را عملی می‌کنند و چنانچه حکومت ترکیه خواهان آرامش و امنیت و عدم بحران است، راهکار اساسی، همانا پایان عملیات نظامی است.

در ادامه اطلاعیه KCK سیاست و دشمنی احزاب و طیف‌های نژادپرست ترک علیه مردم کرد را برای کسب آرا در انتخابات آینده ترکیه محکوم کرد و حکومت را مسئول تمامی رخدادهای آتی میداند.

در پایان اطلاعیه KCK آمده است، KCK از تمامی روشنفکران، شخصیتهای دمکرات و آزادیخواه و مردم کرد و سازمانها و نهادهای بین‌المللی دعوت به عمل آورد که مسئولیت تاریخی خود را برای فشار بر پایان حملات نظامی و ایجاد گفتگو و صلح انجام دهند.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |
به گزارش خبرگزاریها از واشنگتن، جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا روز چهارشنبه به جمهوری اسلامی ایران هشدار داد و گفت رژیم اسلامی تهران باید منتظر پیامدهای اعمالش باشد.

رئيس‌ جمهور آمريکا که پس از گفتگو با اهود المرت، نخست وزیر اسرائیل سخن می گفت، در مورد فعالیتهای هسته ای رژیم اسلامی تهران اظهار داشت موضع من تغییری نکرده است، همه‌ گزينه‌ ها روی‌ ميز قرار دارد.

بوش گفت اگر رژیم اسلامی تهران همچنان به مقابله جويی با جامعه بین المللی ادامه دهد، باید بهای آن را بپردازد.

‌نخست وزیر اسرائیل نیز گفت در مورد خطر رژیم تهران‌ و تهديدی‌ که‌ از سوی‌ رئيس‌ جمهور این رژیم متوجه‌ ماست‌ که‌ گهگاه‌ در باره‌ نابودی‌ اسرائيل‌ صحبت‌ می‌کند، با رئيس‌ جمهور آمريکا گفتگو کردم‌.

اولمرت‌ گفت‌ اظهارات‌ رئیس جمهور رژیم اسلامی تهران کاملا غير قابل‌ قبول‌ و غيرقابل‌ تحمل‌ است. از این رو ‌ما تدابيری‌ را که‌ اتخاذ خواهیم کرد تا از دستيابی آنها به سلاحهای غیرمتعارف‌ جلوگیری شود.

همزمان اعلام شد لاريجانی‌ و سولانا در پرتغال‌ با هم دیدار و پیرامون بحران هسته ای رژیم گفتگو خواهند کرد. در صورت شکست این گفتگوها، رایزنی میان شش کشور قدرتمند جهان (پنج کشور عضو دائم شورای امنیت و آلمان) برای تصویب سومین قطعنامه شورای امنیت علیه رژیم اسلامی تهران آغاز خواهد شد.

از سوی دیگر درياسالار ویلیام فالون، فرمانده‌ ‌نيروهای مرکزی آمریکا در خارومیانه امروز اعلام کرد گزینه نظامی تنها پس‌ از شکست‌ همه‌ راههای‌ ديپلماتيک‌ برای‌ حل‌ و فصل‌ مسئله‌ هسته‌ ای رژیم تهران در دستور کار قرار خواهد گرفت. گزینه نظامی،‌ آخرين‌ گزينه‌ خواهد بود‌.

این مقام ارشد نظامی آمریکا‌ که در تاجيکستان‌ بسر می برد، در مورد دخالتهای رژیم تهران در عراق و افغانستان نیز گفت‌ اصلی‌ ترين‌ اولويت‌ دولت‌ آمريکا تحقق‌ ثبات‌ و امنيت‌ در عراق‌ و افغانستان‌ است.

وی‌ افزود ایالات متحده از رژیم تهران خواسته‌ است‌ نقشی‌ سازنده‌ در اين‌ روند ايفا کند. اما متاسفانه تاکنون‌ در مورد مسائل‌ عراق‌ و افغانستان‌ همکاری نکرده‌ و نقش‌ مفيدی‌ نيز ايفا نکرده‌ است.
+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:36 بعد از ظهر |
واکنش سیاسی ايران و پاکستان به اقدام دولت بریتانیا در اعطای عنوان شواليه به سلمان رشدی نويسنده رمان آيات شيطانی شدت يافته است.

وزارت امور خارجه رژیم اسلامی ايران با احضار جفری آدامز سفير بريتانيا در تهران اعطای عنوان شواليه به رشدی را به عنوان "اقدامی تحريک آميز" سرزنش کرد و مراتب اعتراض خود به دولت بریتانیا را ابراز داشت.



خمینی کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی را کفرآمیز دانسته و با مرتد اعلام کردن این نویسنده، فتوای مرگ او را صادر کرده بود.
خبرگزاری حکومتی ایرانی ايرنا، به نقل از ابراهيم رحيم پور مديرکل اروپای غربی وزارت امورخارجه نوشته که وزارت خارجه ايران از آن چه "اقدام مشکوک و نادرست بريتانيا" ناميده به آدامز شکايت کرده است.

به گفته رحيم پور اين اقدام بريتانيا اعتقادات يک و نيم ميليارد مسلمان و پبروان ساير اديان را جريحه دار کرده و ايران دولت بريتانيا و ملکه اليزابت را مسئول عواقب اين اقدام می داند.

مقام های بريتانيایی تاکید داشته اند که اعطای نشان معتبر به رشدی با هدف توهين به مسلمانان انجام نشده است.
وزارت امور خارجه پاکستان هم با احضار رابرت برينکلی کميسر عالی دولت بريتانيا در اسلام آباد اعطای عنوان شواليه به سلمان رشدی را برخلاف تلاش دو کشور برای تعميق درک متقابل بين ملت های آنها عنوان کرده است.

برينکلی هم در اين ديدار از سخنان محمد اعجاز الحق وزير امور دينی پاکستان انتقاد کرد.
اعجاز الحق گفته بود که اعطای نشان به سلمان رشدی می تواند حملات انتحاری را توجيه کند.

پیش از این خبرگزاری رويترز از اعجاز الحق نقل کرده بود که در پی اين اقدام، ارتکاب حمله انتحاری برای دفاع از نام حضرت محمد قابل توجیه است.

ولی اعجاز الحق با تصحيح سخنانش گفت نظر وی اقدامات احتمالی افراطیون نبوده است.
انتشار کتاب آيات شيطانی، به نوشته سلمان رشدی نويسنده بريتانيايی در سال ۱۹۸۸ تظاهرات خشونت آميزی را در کشورهای اسلامی و بعضی کشورهای غربی در سال ۱۹۸۹ به همراه داشت.
در پی صدور فتوای قتل رشدی به وسيله خمينی به خاطر توهين به پيامبر اسلام در اين کتاب، سلمان رشدی تا سال ۱۹۹۸ به صورت مخفيانه زندگی می کرد.

اين کتاب که ترکيبی از تخيلات نویسنده و نظرات فلسفی اوست، به بازگو کردن نبرد خير و شر می پردازد.
سلمان رشدی ۶۰ سال سن دارد و متولد هند است.
رشدی يکی از ۹۵۰ نفری از است که امسال به مناسبت جشن تولد ملکه بريتانيا القاب و نشان هایی دريافت کردند و از اين پس می تواند عنوان "سر" را قبل از نام خود به کار می برد.

کريستيان امانپور خبرنگار ايرانی تبار شبکه خبری CNN هم در فهرست افرادی قرار داشته که به مناسبت تولد ملکه نشان دریافت کرد.
به استثنای معدودی از نشان ها و عناوین، دریافت کنندگان نشان ها و عناوین مختلف از سوی نخست وزیر انتخاب و اسامی آنان به ملکه توصیه می شود.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |
سخنگوی وزارت خارجه آمریكا از شروع رایزنی كشورهای 1+5 درباره دور جدید تحریم‌‏ها علیه برنامه هسته‌‏ای ایران خبر داد.

خبرگزاری رویترز گزارش داد كه شان مك‌‏كورمك، سخنگوی وزارت خارجه آمریكا گفت: رایزنی‌‏های مقدماتی كشورهای 1+5 درباره دور جدید تحریم‌‏های سازمان‌‏ملل‌‏متحد علیه برنامه هسته‌‏ای رژیم اسلامی ایران آغاز شده است، البته نمی‌‏دانم قطعنامه تحریم‌‏های جدید چه زمانی به شورای امنیت سازمان‌‏ملل‌‏متحد ارایه می‌‏شود، اما اكنون درباره عناصر آن در حال مذاكره هستیم.

وی بدون بیان جزییات، گفت: «این اقدام بخشی از مباحثی است كه نیكلاس برنز، معاون سیاسی وزیرخارجه آمریكا هفته گذشته در دیدار با اروپا داشته است.»

مك‌‏كورمك با اشاره به مذاكرات شنبه آینده خاویر سولانا، مسوول كمیته سیاست‌‏خارجی اتحادیه اروپا و علی لاریجانی، دبیر شورای‌‏عالی امنیت‌‏ملی ایران در لیسبون پایتخت پرتغال، گفت: منطق پشت برگزاری این نشست، این است كه دولت ایران تحلیل متفاوتی از شرایط انجام دهد، زیرا به وضوح مشخص است كه آنها نسبت به سال گذشته منزوی‌‏تر شده‌‏اند. بنابراین، ایده‌‏ها ادامه به مذاكره با دولت ایران از طریق سولانا و تشویق آنها به یافتن راهی برای گفتن «بله» است.

وی افزود: این امر به سادگی شامل یافتن راهی برای تعلیق فعالیت‌‏های بازفراوری و غنی‌‏سازی اورانیوم ایران منظور آغاز مذاكرات است.

بنابراین گزارش، شورای امنیت سازمان‌‏ملل‌‏متحد از سپتامبر 2006 دو قطعنامه تحریم علیه ایران تصویب كرده و هر بار فشار بر ایران كشور افزایش داده است اما ایران به جای تعلیق غنی‌‏سازی اورانیوم، به سرعت برنامه هسته‌‏ای خود را بسط و گسترش داده است.

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:33 بعد از ظهر |
به گزارش خبرگزاری فرانسه از قاهره، وزیر امور خارجه مصر روز چهارشنبه با بیان اینکه رژیم اسلامی تهران در حوادث غزه مشوق گروه حماس بوده، گفت جمهوری اسلامی تهدیدی برای امنیت ملی مصر و کل جهان عرب بشمار می رود.


احمد ابولغیظ گفت رژیم اسلامی تهران گروه حماس را به انجام آنچه که درغزه به وقوع پیوست، تشویق کرد و این مسئله تهدیدی برای امنیت ملی مصر محسوب می شود، زیرا نوار غزه به مصر چسبیده است.

وزیر امور خارجه مصر همچنین رژیم اسلامی تهران را به دخالت در امور عراق متهم کرد و گفت استقرار عوامل رژیم تهران در عراق نیز تهدیدی برای جهان عرب بشمار می رود و این مسئله ما را ملزم می سازد تا روابط خود را با آنها محدود کنیم.

از سوی دیگر نخست وزیر اردن نیز رژیم اسلامی ایران را به دست داشتن در وقایع خونبار غزه متهم کرده است.
+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:32 بعد از ظهر |
نيمي از روزهايم خوبند و نيمي ديگر ، بد. درست مثل زني كه نيمي از تنش زير زمين است و نيمه ديگر آن، بيرون از خاك. صبح تا ظهر را غمگينم و بي سبب گريه ام مي گيرد، بعد ازظهر ها هم چيزي ته دلم مي جوشد و بي سبب فرياد مي زنم از سر شعفي كه نمي دانم چيست. درست مثل كسي كه يك نيمه از تنش را از زير خاك و نيمه ديگرش را از هجوم سنگهايي كه به سمتش پرتاپ مي شود، نجات داده باشد.

قصه نمي گويم ، عين واقعيت است. به خودت نگاه كن، تو هم مثل مني و هر روز از يك " سنگسار " دهشتناك نجات مي يابي. نيمي از روزت را زير خاكي. در نيمه ديگر روز آنقدر بال بال مي زني تا هم از زير خاك و هم از آن همه سنگ هايي كه از دوست و دشمن و طبيعت و اجتماع به سر و رويت مي بارد خلاص شوي.

هر روز سنگسار مي شويم و هي به روي خودمان نمي آوريم از بس كه پوستمان زير اين همه سنگ هاي سخت، سخت جان شده است.

هر روز سنگي از سمتي به صورتم ، به صورتت ، به صورتمان نشانه مي رود، به سوي نيمه بيرون مانده از زمين مان مدام سنگ پرتاپ مي كنند و ما مدام كش و قوس مي آييم، آنقدر جثه سنگ خورده مان را پيچ و تاب مي دهيم تا بلاخره دست و پايمان را از زير زمين بيرون مي كشيم، مي دويم و مي دويم و مي دويم ، آنقدر تند كه انگار جهانی كم است براي فرار كردن.

چه خوب كه پوستمان انقدر كلفت است، ورنه سنگ اول كه مي آمد، ديگر تقلايي نبود تا تن خسته از گودالي كه برایمان كندند به در بريم و پا به فرار از دست زمين و زمان بگذاريم.

چه خوب كه پوستمان انقدر كلفت است، ورنه با هر انگي و اتهامي ، در خانه به روي خويش مي بستيم و مي مانديم زير آوار كلماتي كه سفت و سخت تر از سنگ و كلوخ و آجر اجراي رجم ، خراش مي انداخت بر پوست ضعيفمان.

چه خوب كه پوستمان كلفت است ، ورنه تنها بعد از چند روزكه با افتخار نوشتيم دختري له شده زير مشت و لگد و بلوك هاي سيماني ، اهل عراق است نه ايران عزيزما، حتما از شنيدن خبر سنگسار دو ايراني در ملا عام ، دق مي كرديم.

اما دق نكرديم و دق نكردند و مدام پي اش را گرفتند. خبر سنگسار يك زن و مرد در تاكستان قزوين، دهان به دهان ، سينه به سينه و خانه به خانه از دنياي حقيقي و مجازي گذشت ، مهمتر از همه آنكه خبرنگاران محلي حتي يك لحظه از تقلا و تكاپو فارغ نشدند در كنارشان کمپین قانون بی سنگسار و وکیل این پرونده و همه كسان ديگري كه من نمي شناسمشان تقلا مي كردند تا نيمه تن خود را از زير خاك بيرون بكشند.

قاضي راي به اجراي حكم سنگسار يك زن و مرد در تاكستان مي دهد و شوراي تامين استان ظاهرا با اجراي آن در ملاء عام مخالفت مي كند و نتيجه اختلاف اينان و آن همه تقلاي ديگران مي شود؛ توقف سنگار اما آيا گودال هايي كه خبرنگاران محلي خبر از مهيا شدنش مي دهند، براي هميشه بي مصرف خواهد افتاد يا تنها براي چند روز پر مي شود و بار ديگر نه در ملاء عام بلكه در كنجي دنج ، برپا خواهد شد؟

در اين همه تكاپو براي توقف سنگسار البته شنيدن خبر نامه يك نماينده مجلس هفتم به رئيس قوه قضاييه و شوراي تامين استان قزوين در اعتراض به اجراي اين حكم ، خوشحال كننده بود.

از صبح شماره رجب رحماني نماينده تاكستان را گرفتم تا عصر كه در نهايت به جاي او پسر جوانش كه از قضا حقوق هم خوانده است، پاسخ مي دهد و خوشحالي شايد صد چندان مي شود وقتي او تاييد مي كند كه پدرش به هاشمي شاهرودي و مسولان استاني، نامه اعتراضي نوشته است اما كافيست تا او ادامه دهد و تو بشنوي كه ماجراي توقف سنگسار چيست:

زن و مردي كه حكم اجراي سنگسار برايشان صادر شده ، اهل تاكستان نيستند، يكي اهل اسلام شهر و ديگري اهل قيدار است، آنها پس از رابطه نا مشروع به تاكستان مهاجرت مي كنند و در واقع ، محل ارتكاب اوليه جرم، جايي غير از تاكستان بوده است، بر اين اساس رجب رحماني در كسوت نماينده تاكستان، به اجراي اين حكم در تاكستان اعتراض مي كند با اين اعتقاد كه مردم تاكستان حاضر نيستند براي اين لكه هاي ننگ در شهر آنان تصميم گيري شود و بهتر است كه اين حكم در همان محل ارتكاب اوليه جرم يا در زنداني دور از منظر عام اجرا شود نه در تاكستان.



پايان اين مكالمه تلفني ، انگار سنگي محكم به صورتم پرتاپ شده است. دوباره نيمي از تنم را زير خاك برده اند و باران سنگ و كلوخ و پاره آجر است كه سرم را مي شكافد، كه سرت را مي شكافد كه سرمان را مي شكافد.

پس قرار است گودال ديگري در جاي ديگري كنده شود؟ عيبي ندارد ، دوباره تقلا بايد . آنقدر كش و قوس مي دهم تنم را ، آنقدر كش و قوس مي دهي تنت، آنقدر كش و قوس مي دهيم تنمان را كه جهاني زير پايمان كم باشد براي فرار و فرار و فرار...

+ نوشته شده توسط هه وال ئاگری روژهه لات در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 3:31 بعد از ظهر |