<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شه هید زاگروس تولهلدان</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/</link>
<description>سه ر هه لدان ژیانه  به ر خودان ژیانه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 07 Aug 2009 14:24:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سلاو بو گه ریلای نه مر</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-526.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 546px; HEIGHT: 388px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/subfolders/Gerilla/gerilla_1-20-55.jpg&quot; width=554 height=389&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=7&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;سلاو  بو  گه ریلا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;قاره مانه کانی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6&gt; &lt;FONT color=#00ff00&gt;سه ر چیاکانی کوردستان&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=7&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 14:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=526</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-526.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنفدرالیسم دمكراتیك نحوه همزیستی انسانی است</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-525.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/subfolders/Gerilla/gerilla_1-20-32.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصطفی قره‌سو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در دموکراسی خلق‌ها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمی‌شود&lt;BR&gt;رهبر خلق کرد در کتاب &quot;دفاع از یک خلق&quot; چگونگی دموکراسی نمایندگی را اینگونه تشریح می‌کند: دولت بنا به کارکرد زیاد خود نهاد اصلی بسیار قدیمی و در راس جامعه است. با روشی دموکراتیک ایجاد نمی‌شود. با شیوه‌ای سنتی و انتصابی اداره می‌شود. جامعه فوقانی در میان خود دموکراسی را پیاده می‌کند. این را نیز می‌توان دموکراسی طبقات بالایی نامید. این، وظیفه مخفی نگه‌داشتن چهره دولت را بازی می‌کند. این دموکراسی در مدل بیشتر جمهوری‌های غربی، دولت را اساس می‌گیرد. اول دولت می‌آید و سپس دموکراسی؛ بدون دولت بحثی از دموکراسی در میان نیست. در حالیکه در دموکراسی خلق‌ها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمی‌شود. دموکراسی‌ای که هدفش دولت‌شدن است قبر خود را بدست خود می‌کند. &lt;BR&gt;آن فرهنگ دموکراسی که دموکراسی نمایندگی به توسعه آن پرداخته، امروزه نه تنها در میان رده‌‌های ممتاز اجتماعی باقی‌مانده، که ازمنافع خلق‌‌ها نیز فاصله گرفته است. توسعه جامعه مدنی نیز این کیفیت را چندان تغییر نمی‌دهد. &lt;BR&gt;شهرداری‌‌های آزاد و مدیریت‌های بومی در برابر مدل دموکراسی نمایندگی که شبیه مدل دولت مرکزگرا و ممتاز است، عرصه ای مهم در پیشبرد دموکراسی توده‌ای می‌باشد. امروزه مدیریت‌های بومی نقش برجسته‌ای را در توسعه دموکراسی ایفا می‌کنند. فقط در صورت بومی ماندن آنها به میزان زیادی، آشکار است که دچار افق دید محدودی شوند و این وضعیت همیشگی است. در حالیکه مرکزیت گرایی خطری برای دموکراسی است، بومی‌گرایی نیز به علت اینگونه گرایشات محدودساز، خطر مشابه دیگری است که در برابرمان قدعلم می‌کند.&lt;BR&gt;با علم به این واقعیت احتیاج به مدلی برای توسعه و تعمیق دموکراسی آشکار است. این نیز کنفدرالیسم دموکراتیک است که متکی بر مدل سازماندهی از پایین توده‌های جامعه می‌باشد. این مدل سازماندهی دموکراتیک اقشار مختلف اجتماعی است و نه دولت.&lt;BR&gt;اقشار و بخش‌های مختلف اجتماعی كه از زحمتکشان، اجتماعات دینی، اتنیسیته‌ای، فرهنگی و دیگر بخش‌‌ها تشکیل می‌یابد هر یک با سازماندهی در داخل خود، در انجمن‌های محلی نیز جای می‌گیرند و کوردیناسیونی تشکیل می‌دهند که امور مشترک اجرائی را هماهنگ کند.&lt;BR&gt;در کنفدرالیسم دموکراتیک سازماندهی برمبنای خودمدیریتی واحد‌‌ها و افراد، در سطحی که بتوانند در مقیاس شخصی بر مشکلات فائق آیند، اساس گرفته می‌شود. مشارکت فرد از پایین بایستی با اراده خود، موثر و آگاهانه باشد. اتحادیه‌های بزرگ در حدی بوده‌اند که نتوانسته‌اند بر مسائل و مشکلات فائق آیند و امکان مشارکت آگاهانه و بااراده را نداده‌اند. بنابراین فردی دموکرات و آزاد، سالم و دارای اعتماد به نفس ظهور نمی‌کند. در اتحادیه‌هایی که زمینه مشارکت آگاهانه در مقیاسی وسیعتر فراهم شود، اعتماد به نفس و وضعیت روحی و روانی فرد تاثیر بسزائی در توسعه سالم و دموکراتیزه کردن جامعه می‌گذارد و افرادی بوجود می‌آیند که در مقابل مشکلات و حساسیت‌‌ها از خود مایه بگذارند. در چنین معیاری فردی که مشارکت و اراده دموکراتیک او افزایش یافته، شناخت و آگاهی وی نیز ارتقاء یافته، در مقیاسی وسیع تر (در سرتاسر کشور و موضوعات بین المللی دیگر) همکاری و مشاركت و تاثیرگذاری بیشتری در رفع مشکلات خواهد داشت و به موضع‌گیری می‌پردازد. زیرا ارتقاء سطح آگاهی‌های بومی فاکتوری اصلی در روند آگاهی‌سازی عمومی آن بحساب می‌آید. به لحاظ اینکه مشارکت و سازماندهی دموکراتیک نیرو‌های بومی در چارچوبی محدود قرار نگیرد، کنفدرالیسم گشایش وسیعی را در این زمینه ایجاد می‌کند. برای مثال تعدادی واحد با حفظ هویت مستقل و ویژه خود در حد قابل توجهی کنفدراسیونی تشکیل دهند. به این صورت کنفدرالیسم از نظام مانع گرا در برابر مشارکت اراده و تاثیرگذاری فرد و مرکزیت‌گرایی که باعث خفقان جامعه شده گذار و دموکراسی را در پایین گسترش داده و از دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه محلی جلوگیری می‌کند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:52:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=525</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-525.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک جوان دیگر کرد به‌ شش سال زندان حکم داده‌ شد</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-524.aspx</link>
<description>رژیم ایران به صدور احکام سنگین برای جوانان کرد ادامه می دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبق خبرهای رسیده از شهر مریوان در شرق کردستان، یک جوان کرد به نام ابوبکر هژبری، که از سوی نیروهای اطلاعات رژیم و به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان، پژاک، بازداشت شده بود، پس از ده ماه شکنجه، از سوی دادگاه انقلاب شهر مریوان به شش سال زندان محکوم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر اساس خبر رسیده، نامبرده مدت ده ماه را در سلولهای انفرادی اداره ی اطلاعات شهرهای کرماشان و مریوان و تحت شدیدترین شکنجه ها سپری کرده است. وضعیت جسمی این جوان کرد وخیم گزارش شده است. ابوبکر هژبری هم اینک در زندان شهر مریوان نگهداری می شود.</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:49:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=524</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-524.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر تصفيه را تحميل کنند نتايج بسيار سنگيني به بار مي‌آيد</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-522.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/subfolders/serok/apo.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معلوم است که به شکل فشرده‌اي مباحث صورت مي‌گيرند. آيا مجلس صلح داراي آنچنان ساختارهاي نهادي و دايمي مي‌باشد؟ صلح کاري است دشوار و جدي، به اندازه جنگ دشوار است. آيا اين را مي‌دانند؟ مجددا مي‌گويم، کنفرانس صلح را مهم مي‌بينم، از اين رو، سلامم را به اين کنفرانس تقديم مي‌دارم. لازم است اين‌ها در هر جاي ترکيه به‌شيوه‌اي بسيار نيرومند و سازمان‌يافته باشند. آيا داراي سازماندهي‌هايي تا اين اندازه نيرومند هستند؟ آيا به اندازه کافي خود را به محافل مختلف مي‌رسانند؟ مبارزه‌کردن براي صلح، دشوار است. ملزوم به نيروي ايدئولوژيکي و مفهومي نيرومندی است. آيا داراي نيروي ايدئولوژيک و مفهومي هستند؟ مبارزه صلح همراه با سطحي تئوريک، ملزم به يک اقدام‌گرايي فوق‌العاده نيز مي‌باشد. دفاعياتم به‌ويژه آخرين دفاعياتي که نوشته‌ام از حيث ايدئولوژيک، راه را بر معنايابي اين [مبارزه] مي‌گشايد. اين دفاعياتم را به آنها نيز ارايه مي‌کنم. آيا مجلس صلح مي‌تواند خود را به حد کافي به هر محفلی برساند؟ آيا داراي سازماندهي‌هايي کافي و گسترده و مشارکتي با دل و جان براي اين کار هستند؟ آيا از محافل مختلف در اين کنفرانس مشارکت صورت مي‌گيرد؟&lt;BR&gt;هان &quot;اوجالان تروريست&quot;! در واقع، اين‌ها نمي‌خواهند که واقعيت را ببينند. ما داراي کارهاي بسياري براي چاره‌يابي سياسي مي‌باشيم. گاندي، مي‌گويند گاندي اما ما کاري را که در اينجا براي کردها و صلح انجام داده‌ايم ده برابر کار گاندي است. تصميم عدم انجام عمليات KCK هم تا جولاي مي‌باشد، احتمالاً اين تا آخر آگوست هم اين بدين‌منوال خواهد رفت. اما من موضع حکومت به‌خصوص جناب اردوغان را براي اين مرحله به‌طور شفاف درک نکردم. در طي اين مرحله تا حدودي درک مي‌شود. صحيح است من به کردها گفتم که تا آگوست در راستاي صلح يک نقشه راه را اعلام خواهم کرد. در اين باره به خلقم قولي دادم. براي همين مي‌انديشم، لزوماتش را به‌جای خواهم آورد. اما در طول اين مدت، 36 نفر جان باختند. انسان‌هاي جواني بودند. براي مرگ آنها خيلي متاسفم. نه مرگ سربازها و نه مرگ گريلاها را تحمل نمي‌کنم. مجددا مي‌گويم وقتي از عدم انجام عمليات بحث به‌ميان مي‌آيد به معناي انجام‌ندادن دفاع مشروع نيست. در مقابل اپراسيون‌ها کسي از کسي انتظار ندارد که دست و پايش بسته باشد. من براي متوقف‌کردن اين مرگ‌ها تلاش مي‌کنم. قبلا نيز ده‌ها بار بر زبان راندم. جناب اردوغان را نيز فراخواندم؛ گفتم که بياييد اين مرگ‌ها را متوقف نماييم. من از دموکرات‌بودن جناب اردوغان مطمئن نيستم، [او] بااستقرار نيست. يک گام به جلو و دو گام به عقب برمي‌دارد.&lt;BR&gt;همه اين‌ها را براي&quot; جوات اونش &quot;نيز مي‌گويم. من در اينجا در راستاي گشودن راه صلح نفس به نفس مبارزه‌ای را انجام می‌دهم. براي اين زير فشار شديدي قرار دارم. تقريبا ديگر به وضعي درآمده‌ام که شب‌ها نمي‌خوابم. در واقع، جوات اونش مي‌داند. خلقم به من پايبند است. اما در اين مرحله لازم است که خلق هم بسيار کار کرده و هم بسيار هوشيار باشد. ما مشغول مرحله چاره‌يابي هستيم اما اگر تصفيه را تحميل کنند نتايج اين بسيار سنگين، و گناهش نيز بر عهده اردوغان مي‌افتد، او حکومت است. از طريق اين تصفيه نه‌تنها براي خلع سلاح PKK بلکه براي از بين‌بردن تمامي سازمان‌هاي سياسي ايجادي خلق و اراده وي خواهند کوشيد. مي‌گويم که اين بسيار خطرناک است.&lt;BR&gt;در اينجا صراحتاً جناب اردوغان و بايکال را فرامي‌خوانم. اين مي‌تواند با نام من هم منتشر شود. ما مخالف مبادي آغازين جمهوريت نيستيم. مخالف مصطفي کمال هم نيستم. وي بنيانگذار اين جمهوريت مي‌باشد. با اتکاي بر انتخابات خواهان مختاريت گسترده براي کردها در سرزمين‌هاي‌شان بود. قانون سال 1921 براي اين مناسب است. کسي که اين را طلب نموده مصطفي کمال است. براي همين ما مبادي آغازين جمهوريت را مي‌پذيريم.&lt;BR&gt;در اينجا دقيقا مي‌خواهم که اين را بگويم. در واقع، نمي‌خواهم که زياد در مورد نخست وزير حرف بزنم. اما اين اعمال صورت‌گرفته حتي در مونارشي ـ‌که مديريت تک‌فردي است ـ و اوليگارشي نيز نمي‌تواند انجام گيرند. تو پارلمان منتخب خلق را هيچ به حساب مي‌آوري. يکي دو نفر نشسته با هيچ‌انگاشتن اين اراده‌ها در مورد سرنوشت خلق تصميم مي‌گيريد. اين ديکتاتوريت است. نمي‌تواني اين را به من بقبولاني؛ با هيچ بهانه‌اي توجيه کني. اردوغان مي‌گويد «يک نقطه برگشت تاريخي است» ناچار است اين را به خلق اعلام کند. داراي چنين مسووليتي است. با هيچ‌انگاشتن حکومت و پارلمان نمي‌تواني بنشيني و تصميم بگيري. اين حتي در ديکتاتوريت نيز وجود ندارد. من پيش‌بيني مي‌کنم که در آنجا چه چيزي گفته مي‌شود، براي ما [به‌مثابه] يک سرّ بزرگ هم نيست. در آن ديدار، کردها را موضوع تجارت نمودند. اردوغان کردها را به‌صورت موضوع تجارت درآورده و گفت که مي‌تواني بر روي کردها اپراسيون انجام دهي. بر روي من تجارت مي‌کنند. آن‌طور که گمان مي‌رود مستقل هم نيستند. در اين ميهن خيلی چيزها را نمي‌فهمند. همچنانکه درک و تحليل هم نمي‌کنند، مبارزه صحيحي را هم انجام نمي‌دهند.&lt;BR&gt;دادگاهي ارگنکون ادامه مي‌يابد اما در اصل اين ارگنکون قشري کوچک، به اتمام‌رسيده و ورشکست مي‌باشد. هفتاد درصد از ارگنکون هنوز بر سر کار است. قبلا نيز گفته بودم. در اصل سابقه ارگنکون به گذشته دور باز مي‌گردد. داراي سه دوره جداگانه است. يکي مرحله مابين سال‌هاي 1905 تا 1918. در اين مرحله اتحاد و ترقي وجود دارد. بعد از آن، سال‌هاي مابين 1920 تا 1925 مي‌باشد که مرحله تاسيس جمهوريت است، احتمال آزادي وجود داشت؛ مرحله جنگ رهايي است. قانون اساسي سال 1921 وجود دارد. اما مصطفي کمال را به محاصره درآوردند. دومين مرحله سال‌هاي مابين 1925 تا 1944 است. مرحله جنگ دوم جهاني نيز به‌وقوع پيوست. در اين مرحله از سياست‌هاي آمريکا و انگلستان پيروی شد. سومين مرحله از سال 1944 تا 2007 مي‌باشد. بعد از ديدار ارگنکون با آمريکا، اين کشور پشتيباني خود را از ارگنکون قطع کرد. در همه کشورها دايره‌هاي جنگ ويژه تصفيه شده بود اما تصور تصفيه‌شدن تمامي ارگنکون اشتباه است. در اصل ارگنکون AKP نيز وجود دارد. هم CHP و هم MHP نيز ارگکنون خود را دارند. کردها نيز ارگنکون دارند. ارگنکون چنان که تصور مي‌شود صرف در ميان ارتش نيست، ارگنکون مدني نيز وجود دارد. و اينان نيرومند تر از آنند که تصور مي‌شود. در ترکيه عدنان مندرس چرا از به دارآويختن خود آگاه نبود. دنيز گزميش‌ها به‌دار آويخته شدند اما از علت اعدام‌شان کاملا خبر نداشتند. &quot;محسن يازجي اوغلو&quot; نيز مرد. چرا معلوم نيست چه کسي او را کشته است. اين‌ها را ماهرانه انجام مي‌دهند. دست کم نسبت به من نيز ده بار نقشه‌هاي سوقصد را انجام دادند. در اصل مي‌خواستند مرا نيز از ميان بردارند. مرگ من براي آنها از زندگيم بيشتر خطرناک است. بدين صورت نيز حالا در اينجا هستم. از وضعيت تندرستيم پرسيده مي‌شود. اين وضعيت نيز بر اين اساس درک مي‌گردد.&lt;BR&gt;سرمايه انگليس و اسراييل از اين‌ها حمايت مي‌کند. اسراييل، از [هنگام] ظهورمان تابحال، مشغول به ماست. مرا همچون ظهوري در برابر منافع خود مي‌بيند. در سال 1980 کنان اورن طي مصاحبه‌اي، گفته بود «ما داراي پروژه گاپ هستيم، آپو چه چيزي دارد؟» من پروژه آن موقع گاپ را مورد تحقيق قرار دادم. از آنجا آب را طي يک کانال مستقيما به حران مي‌بردند. من در آن زمان مي‌انديشديم. در حالي که اطراف [آن] اين همه خشک است آب را به سوروج، بوزوا، ويرانشهر و حتي ماردين نبرده اما آب را با يک کانال به حران مي‌برند. مي‌دانيد حران براي يهودي‌ها مهم مي‌باشد؛ ريشه‌اش به اسم هارون برادر ابراهيم برمي‌گردد. گاپ، پروژه اسراييل است. آن را مستقيما توسط گروه دوغوش به انجام رساندند. سرمايه يهودي پشتيبان آن بود؛ &quot;جيتي‌بانک&quot; [نيز] گارانتي آن. گروه انکاکوچ قبلا در آنجا زمين‌هاي گسترده‌اي را خريده بود. هر سال بر وسعت زمين‌هاي‌شان مي‌افزودند. آن مساله چهل و چهارساله مرزـ مين نيز علي‌رغم گفته هر کسي، به‌شيوه‌اي خواهد شد که آنها مي‌خواهند. اصلاً اين‌گونه از مخالفت و اين جور مسايل دم نزنند. زمين‌ها را از دست کردها خواهند گرفت. اين‌ها هميشه با خلق‌ها چنين مي‌کنند. خلق‌ها را به گدايي مي‌اندازند. از ناموس، جنايت و امثال آن دم مي‌زنند. در واقع، بزرگ‌ترين بي‌ناموسي اين است. دختران چهارده ساله کردها را در هر چهار طرف ترکيه، به کارگري ناچار مي‌سازند، به اين نيز راضي بوده و حتي آن هم دستگيرشان نمي‌شود. ما همه اين‌ها را برملا مي‌سازيم. براي همين مرا دوست ندارند.&lt;BR&gt;اين‌ها با AKP به توافق رسيده، به‌شکلي فوق‌العاده و طرح‌ريزي‌شده آن را توسعه مي‌دهند. امارت‌هاي عرب نيز از طريق سرمايه نفت، زمين‌هاي بزرگ مي‌خرند. آنها سعي مي‌کنند که بر حزب سعادت موثر واقع شوند. اسم اين شرکت‌ها ترکي بوده و همچون سرمايه ترک ديده مي‌شود، هر چيزي صد در صد بومي ديده مي‌شود اما کاملاً به سرمايه بيگانه وابسته هستند، امروز نيز اين‌ها قابل مشاهده مي‌باشند. در واقع، هزاران هکتار اراضي را با نام اين شرکت‌ها مسدود گردانيدند. به‌خاطر اروفايي‌بودن من و اينکه ما مبارزه را در سال 1980در اين منطقه گسترش داديم، از هر دو طرف؛ يعني هم از سوي اسراييل و هم عرب‌ها مورد حمله قرار گرفتيم. اسراييل از گذشته تاکنون مرا همچون يک تهديد و خطر براي خود ديد. انتخابات اورفا و اين وضع پريشان اورفا نيز به‌همين علت است. عرب‌هاي سنتي از راه حزب سعادت، شهرداري اورفا را در دست گرفتند، سعي مي‌کنند که تاثيرگذار باشند. در انتخابات اخير نيز اين تحول نمايان گشت. AKP همچنانکه گمان مي‌رود، يک حزب اسلامي هم نيست. AKP، اوانگليست مسلمانان مي‌باشد؛ در مفهوم اسلاميتي که مسيحيت را پذيرفته مي‌گويم. مي‌دانيد، در اروپا و آمريکا نيز اوانگليست‌ها وجود دارند. مسلماني حزب سعادت، اسلاميت سنتي اعراب بوده و اين اسلاميت تا حدودي در بيرون قرار گرفته وکنار زده مي‌شود. هم‌اکنون پذيرفته نمي‌شود. براي همين، اسلاميت حزب سعادت تا حدودي به حاشيه رانده شد. اسلاميت AKP، يک نگرش اسلاميت اوانگليست است که از سوي اسراييل و آمريکا تاييد شده است. اما هر دو مورد نيز ضد کردهاست، هر دو نيز سعي مي‌کنند که زمين‌هاي کردها را نيز از دست آنها بگيرند.&lt;BR&gt;مبارزه صلح، جديت بسياري مي‌طلبد، اقدام‌گرايي مي‌خواهد. صرف برخوردهاي تئوريک کافي نمي‌باشد. من در اين ارتباط ، بر روي آخرين پيشنهاد چاره‌يابي خود مي‌انديشم. به‌زودي با سرعت زيادي شروع به نوشتن آن خواهم کرد. اين را هم به حکومت و ارتش و هم به KCK و خلق کرد ارايه خواهم کرد. اکنون نمي‌خواهم که زياد حرف بزنم اما سعي مي‌کنم همچون آخرين تلاشم، لزوم مسووليت تاريخيم را به‌جاي آورم. در واقع، اين مبارزه صلح را پانزده سال است عليرغم تمام فشارها نفس به نفس ادامه مي‌دهم. سعي کردم که به جسارت اوزال جواب دهم. تلاش نمودم که در آن موقع اين‌ها را درک نمايم. در واقع نه‌تنها اوزال، بلکه در درون ارتش نيز يک سري اخبار به ما مي‌رسيد. اگر &quot;بام خراب شود، همه ما در زير آن مي‌مانيم، هر کسي صلح مي‌کند، دنيا صلح مي‌کند ما چرا به صلح دست نيابيم؟ ترک‌ها و کردها در طول تاريخ در کنار هم زيسته‌اند، برادريي هزارساله وجود دارد، اين را از ميان برنداريم. علي‌رغم هر چيزي، خلق‌ها روبه‌روي هم قرار نگرفتند&quot;. من هم اين‌ها را مهم برشمردم.&lt;BR&gt;من اين جنگ را پانزده سال است که تحديد مي‌کنم. در واقع، از سال 1993 تابحال، با مراحل آتش‌بس اين را انجام داديم. وگرنه گريلا مي‌توانست عمليات و جنگ بسيار متفاوتي را گسترش دهد. در واقع، در درون ارتش نيز برخوردهاي &quot;کارادايي&quot;، &quot;کورک‌اوغلو&quot; و &quot;اوزکوک&quot; در جهت گشودن راه سياست بود. مصطفي بالباي در دفتر خاطراتش براي اوزکوک مي‌گويد: «او يک نفر است و ما نود و نه نفر». اوزکوک در برابر اين‌ها به‌تنهايي در هواپيماي جنگي و زيردريايي سوار مي‌شود؛ تلاش مي‌کرد که جسارت خود را نشان دهد. حتي در برابر [خطر] مسموم‌شدن، غذايش را از خانه مي‌آورد. قبل از اين، موضع کارادايي و کورک‌اوغلو نيز جهت گشودن راه سياست بود. ما هميشه به اين شانس داديم، آنچه را که برعهده‌مان بود انجام داديم. امروز نيز شانس مي‌دهيم. اما اگر اين را صحيح ارزيابي نکرده، همچون ابزاري براي تصفيه درآورند، باز هم بگويند &quot;اين‌ها ضعيف مي‌شوند، نابود مي‌گردند، اين‌طوري نابود مي‌کنيم، به پايان مي‌رسانيم، آنها را ديده و نابود مي‌کنيم&quot;، من نيز به خلق کرد خواهم گفت که &quot;براي خود چاره‌اي بينديشيد، صلح تحقق نمي‌يابد. از اين به‌بعد کاري را که من در اينجا انجام دهم، وجود ندارد. از لحاظ فيزيکي نيز شرايط فيزيکي من مناسب نيست، ممکن نيست که از لحاظ حقوقي و سياسي نيز بتوانم يک سازمان را مديريت کنم. از يک سپتامبر به بعد اگر همچنان بگويي &quot;مي‌روم، مي‌گردم، مي‌يابم و نابود مي‌کنم&quot; اين جنگ گسترش مي‌يابد. ديگر شهر، روستا، دشت، کوهستان، داخل و خارج از مرزش باقي نمي‌ماند. من براي PKK نيز آن زمان اين را خواهم گفت. خود تصميم بگيريد. داراي سازمان و مديريت خود بوده و خود نيز تصميم بگيريد که چگونه جنگي را گسترش خواهيد داد. در دياربکر نيز گرد هم مي‌آيند. از اين به بعد خود به تصميم‌گيري بپردازيد. اگر داراي راه‌حل جداگانه‌اي براي صلح هستيد، خود نيز اين را انجام دهيد. اين را همچون يک جامعه‌شناس مي‌گويم، همچون يک آگاه [به مسايل] اجتماعي تشخيص مي‌دهم. اين يک تشخيص علمي است. من خواهم گفت که قادر به انجام چه چيزهايي هستم. مي‌توانند بگويند هم که تماماً مي‌توانيم نابود کنيم، همچون تاميل‌ها آنها را از بين خواهيم برد، اين نيز احتمال دارد. اما برعکس آن نيز ممکن است افراد زيادي به صف گريلا بپيوندند، مي‌تواند تعدادشان به پنجاه هزار برسد. [PKK] داراي کادرهاي قديمي است، کادرهاي متوسطه دارد، کادرهاي جوان دارد. مي‌توانند ظهوري نيرومندي داشته باشند. من قبلا اين را به ژنرال‌هاي تبعيدي نيز گفته بودم. هر دو احتمال وجود دارد. &lt;BR&gt;به گريلا هم مي‌گويم. اگر به کوهستان مي‌روي، اگر شيوه جنگيدن را نيم‌داني، مي‌ميري، تو کاملا مسوول اين هستي. پانزده سال است به شکلي که گاندي در مقايسه با من چيزي نمي‌باشد، مبارزه صلح را انجام مي‌دهم، اما اگر نشد، بايستي شما نيز مبارزه حفظ موجوديت و آزادي‌تان را انجام دهيد. اگر انجام ندهيد مي‌ميريد. لازم است که هدف، حفظ موجوديت و آزادي باشد. اين ديگر براي کردها جنگ موجوديت و دفاع جوهري مي‌باشد.&lt;BR&gt;من بر روي پيشنهادات چاره‌يابيم در ارتباط با يک سپتامبر مي‌انديشم. در نوشته‌هايم در اين خصوص، گذشته صلح را نيز مورد گفتگو و بررسي قرار خواهم داد. قبلا در دفاعيات 125 صفحه‌يي که به دادگاه ارايه کردم اما به وکلايم داده نشد نيز تمام اين‌ها را مورد بحث قرار داده بودم. ما در مورد مرزها داراي مشکلي نيستيم. ما براي ملت‌ـ دولت، تک‌دولت، تک‌پرچم، ساختار يونيتر چيزي نمي‌گوييم، کاري به ساختارهاي يونيتر نداريم. از اينجا براي کردها گشايش عرصه دموکراتيک را طلب خواهم نمود. اما در حقوق سازماندهي آزاد کردها، عرصه‌هايي که در آن خود را طي انتخابات تعيين مي‌کنند و در مديريت‌هاي‌شان نبايستي مداخله کنند. من تا اواخر آگوست، نقشه راه را مشخص خواهم کرد. اين را هم به حکومت و هم به PKK ارايه خواهم کرد، بعد از آن عقب خواهم کشيد. معنايي ندارد که مرا به‌صورت خدا درآورد، من خدا نيستم. خداي جنگ، آپولون وجود دارد. من آپويم آپولون نيستم. من از اينجا نمي‌توانم از لحاظ سياسي و حقوقي رهبري پراکتيکي را انجام دهم. من در پيشنهادات چاره‌يابيم عرصه آزادي کردها را مورد گفتگو قرار خواهم داد.&lt;BR&gt;در اين برهه بايد که روند سياست را با جديتي بزرگ انجام داد. [پس] اردوغان چرا با احمد ترک قرار ملاقات نمي‌گذارد؟ علت عدم انجام ديدار با احمد ترک را، کشته‌شدن نه سرباز در نتيجه انفجار بمب ابراز مي‌کند. حال آنکه احمد ترک از اين وقايع خبر هم ندارد. تو با انجام‌ندادن ديدار با احمد ترک، مي‌خواهي که از لحاظ سياسي او را به پايان برساني. تو مي‌کوشي که احمد ترک را له کني. با نابودي احمد ترک چه را به‌دست خواهي آورد؟ به‌‌طور کلي، اردوغان يک موضع دموکراتيک را از خود نشان نمي‌دهد، گام‌هايي روزانه را برمي‌دارد. مبارزه صلح کاري است جدي. من اين را نه فقط به جناب اردوغان، بلکه به هر کس مي‌گويم. به احمد ترک هم مي‌گويم، به DTP، روشنفکران، و KCK هم مي‌گويم. بايد که از رفتارهاي روزانه دست بردارند. صلح کاري جدي است. اينچنين با گام‌هايي روزانه، رفتارهاي هرجايي (بی‌ارده، بی‌قرار) ممکن نيست. من پانرده سال است که با جديتي بزرگ مبارزه صلح را انجام مي‌دهم. اردوغان مي‌گويد پرواکاسيون. پرواکاتور اصلي، آنست که در حکاري با قنداغ اسلحه بر سر کودک زد. مي‌دانيد که عامل اين، پليسي بود که يونيفورم کماندو پوشيده بود. ارگنکون اصلي اين است. &quot;فرمانده بخش آسايش&quot; که فهميد آن شخص، لباس کماندو بر تن کرده و متوجه اخلالگري شد، پيش کودک رفته و در بيمارستان او را ملاقات کرد. در واقع، آنها مي‌دانند اما اعلام نمي‌کنند. ارگنگون درون امنيت است که با قنداغ [اسلحه] بر سر کودک زده بود. اين‌طور است، اين را آشکار خواهي کرد که اخلالگر اصلي اين است. بر DTP نيز اپراسيون انجام شد. همان روز ستاد کل گفته &quot;خلق ترکيه&quot; را به‌کار آورد؛ مي‌گفت: «آنها دشمن ما نيستند، مجرم هستند.» انجام چنين اپراسيوني برعليه وکلاي دياربکر در همان روزي که ستاد کل بيانيه منتشر کرده بود معنادار مي‌باشد. در واقع، در درون دولت کساني هم وجود داشتند که نمي‌خواستند بر عليه DTP اپراسيون صورت گيرد. اما انجام شد. مسوول مرگ نه سربازي که بر روي مين رفته بودند، کساني هستند که آنها را بر روي مين فرستاده‌اند. در واقع، لازم است در برابر اين نوع اخلالگري‌هاي اين دوره بادقت بود. معلوم نيست که دو ماه بعد چه روي خواهد داد.&lt;BR&gt;در درون ارتش نيز ممکن است که به‌تمامي حاکميت وجود نداشته باشد. در بعضي جاها حتي ممکن است مثلا فرمانده با به‌حرکت درنياوردن سربازانش به بيرون، مي‌تواند جلوي مرگ‌ها را بگيرد. لازم است در اين باره در برابر اين نوع رفتارهاي فرمانده کل بادقت بود. تصميم تک‌طرفه عدم انجام عمليات کافي نيست. ممکن نيست که تک‌طرفه مانع از آن شد. در گذشته نيز چنين رويدادهايي به‌وقوع پيوسته بودند. PKK، در زماني که براي اولين بار به ماردين وارد شد عملياتي به وقوع پيوست که در روستاي &quot;پجنک&quot; انجام گرفت. من در آن زمان گفتم که اين چه نوع گريلاگري است اين چه جور بينش عمليات است؟! براي همين روزها نخوابيدم. بعدها تحقيق کردم، اين قتل‌عام را جميل اِشِک و هوگر با نام ما انجام داده بودند! [موارد] سيواس هم، قتل‌عام‌هاي پرواکاتيو مشابهي هستند. باورنکردني است اما اخلالگري انجام‌گرفته در روستاي بيلگه ماردين، اخلالگريي وحشتناک مي‌باشد. در ميان آنها يکي خود را به مردگي زده، ديده که شخصي که او را به رگبار بسته، يکي از وابسته‌گانش است که يک روز قبل در دياربکر باهم کباب خورده بودند. هر دو نيز چلبي هستند. جداي از اين، مختار نيز قبل از مرگ مي‌گويد: «PKK را مجرم نگيريد، خويشاوندان‌مان ما را به رگبار بستند.» اگر بدين شکل اخلالگري آشکار نمي‌گشت، مي‌خواستند که آن را به PKK نسبت دهند. هنوز هم مي‌توانند اخلالگري‌هاي مشابهي را با نام ما انجام دهند. لازم است که در برابر اين‌ها بادقت بود. در دياربکر کنگره گرد هم مي‌آيد. با ارزيابي تمام اين‌ها مي‌توان به انجام سياست پرداخت. بيست و چهار ساعت کار کنند. محافل غيرخودي نيز مي‌توانند آمده و خود را ابراز کنند. کميسيون‌ها تشکيل داده و به‌طور بي‌وقفه بايد کار کنند، لازم است که به‌طور مداوم تشکيل جلسه دهند.&lt;BR&gt;در واقع، اگرآمريکا و اتحاديه اروپا بسيار تاييد نکرده باشند نيز ، در برابر کردهاي ترکيه، سوريه و ايران در درون پيماني سه‌طرفه مخفي به‌سر مي‌برند. نخست وزير عراق، مالکي هم در آن جاي دارد، حتي مالکي در برابر کردها از صدام بدتر است. لازم است که کردها اين خطر بزرگ را ببينند. اگر اين دولت‌ها به کردها حمله کنند، نه‌تنها PKK بلکه مي‌خواهند موجوديت اجتماعي و سياسي تمامي کردها و موجوديت کرد را ازهم بپاشند. بارزاني و طالباني اين را درک نمي‌کنند. به آنها شديدا تذکر مي‌دهم. مي‌توان نامه‌اي را که حاوي اين تذکر هم باشد با نام من به آنها داده شود. اگر اين تهديد را نبينيد نه در جنوب، نه در شمال نه سوريه و نه ايران هم در دست کردها چيز باقي نمي‌ماند. مي‌گوييد دستاوردهاي موجودمان در عراقَ، آن هم، از دست‌تان مي‌رود. مثلا نه‌تنها کرکوک، گفته مي‌شود کرکوک، اما اگر اين‌طوري ادامه يابد، چيزهاي موجود از دست‌تان مي‌رود. براي همين من به کردها گفته بودم که کنفرانس کرد را برگزار کنند، اتحاد کردها را تحکيم بخشند. اين موضوع را قبلا فرموله کرده بودم، پنج مبدا و چهار پيشنهاد عملي را مشخص ساخته بودم. اين را تکرار نمي‌کنم. در برابر پيمان ايران، ترکيه و سوريه کردها با تحکيم اتحاد خود، مي‌توانند اين خطر را پشت سر بگذارند. پروژه خودمديريتي دموکراتيک مشکل آزادي کردها در تمام بخش‌ها، سورياني‌هايي که در اين منطقه زندگي مي‌کنند و ديگر خلق‌ها را چاره‌يابي مي‌نمايد. براي عملي‌ساختن اين مهم، لازم است که هر چه زودتر کنفرانس کرد تشکيل شود.&lt;BR&gt;آيا TRT6 به پخش خود ادامه مي‌دهد؟ از طريق کانال تلويزيوني TRT6 [بايستي گفت که] مي‌خواهند که کردي ساختگي را به‌وجود آورند. روژين از TRT6 جدا شده است. کساني که حتي تحمل نمي‌کنند يک زن، آزادانه خبري را گزارش داده و برنامه‌اي را بسازد، هيچ عرصه آزاد کردگرايي را نمي‌شناسند. با اين وصف، مي‌تواني به کردها چه چيزي بدهي؟ با اين تنها تلاش مي‌کني که کردي ساختگي را به‌وجود آوري. رييس اين تلويزيون از افراد عشيره شيخان مي‌باشد.&lt;BR&gt;بله، چند زبان مي‌داند، عبراني را هم خيلي خوب بلد است، در واقع هيچ ارتباطي با کردها ندارد. در گذشته نيز داراي مواردي ملي‌گرا هم بود. اکنون نيز با اين افرادي که هيچ رابطه‌اي با کردگرايي ندارند در تلاش‌اند که يک کرد ساخته را به‌وجود آورند. همانطور که يک ترک ساخته را که هيچ رابطه‌اي با ترک‌گرايي ندارد ايجاد کردند، در تلاش هستند که يک کردگرايي ساختگي را نيز به‌وجود آورند.&lt;BR&gt;از اروپا چه خبر؟ دوستان اروپا در فنلاند هستند در کنگره يا کنفرانسي که برگزار شد شرکت کردند؟ مشارکت چگونه بود؟ رياست مشترک کيستند؟ ديگر چه خبري وجود دارد؟ تلويزيون روژ به پخش خود ادامه مي‌دهد؟ روزنامه چرا توقيف شد؟&lt;BR&gt;بسيار خوب، قابل درک است. اين اواخر، با بريدن و سانسور نشريات آنها را به من مي‌دهند. اين روزنامه دوم مي مي‌باشد. اما روزنامه يک مي و سه مي هم اينگونه بودند. در اين روزها دوباره نمي‌خواهند که خبر دريافت کنم، با بريدن نشريات آنها را مي‌دهند، بعضي کتاب‌ها را نمي‌دهند. در اين ارتباط [شما] وکلايم مي‌توانيد اعتراضاتي را انجام دهيد. نامه‌هايي هستند که از زندان‌ها آمده‌اند. به ميزاني که فهميده‌ام چند روز قبل يک رفيق از زندان &quot;باقرکوي&quot; نوشته است که «هنگامي که بشنوم شما نامه‌ام را دريافت کرده‌ايد خوشبخت‌ترين انسان دنيا خواهم شد.« مکتوب گلناز... را دريافت کردم. به نوشتن ادامه دهد، نامه خوبي بود، به مطالعاتش ادامه دهد. برايش سلام دارم، مي‌توان به او گفت که نامه‌اش رسيده است. نامه‌هاي ... از آديامان، ياشار جين‌باش از ارزروم را دريافت نمودم. يک يادداشت کوتاه &quot;آيسل دوغان&quot; به دستم رسيد. دختري به‌نام &quot;اينجي روژ&quot; نامه‌هاي جالبي را در مورد الهه‌شدن مي‌نويسد،. به‌گمانم از زندان مديات. نامه &quot;شاديه ماناپ&quot; را از زندان مديات دريافت نمودم، تا حدودي به شرح [حال] اينجي روژ پرداخته بود.&lt;BR&gt;فکر کنم عمر اين زن، پنجاه سال است، در آلمان نيز زندگي کرده است، داراي دو فرزند هم مي‌باشد. او براي من شخصيتي خيالي است، اما مي‌توان به او گفت که سعي مي‌کنم از راه نامه‌هايش شخصيت واقعي او را درک نمايم. &quot;ترکان ايپک&quot; نيز مي‌خواسته که به زندان مديات برود. مي‌خواهم که دو پيشنهاد را به رفقاي زن در زندان مديات ارايه کنم. اول اينکه ماجراي &quot;مردوک‌ـ ديامات&quot; وجود دارد، ماجراي بابل را تحقيق کنند، مطالعه کنند. دوم آنکه پيشنهاد مي‌کنم که در مورد الهه‌شدن به گفتگو بپردازند. در بيرون دختري وجود داشت به نام &quot;فاطمه سونمز&quot;، نامه او را نيز دريافت نمودم. به‌شيوه‌اي مي‌نويسد که انگار اخباري را از غيب دريافت مي‌کند. برخي نامه‌ها را از زندان سيرت دريافت کردم. براي همه‌شان سلام دارم.&lt;BR&gt;براي خلق‌مان در &quot;موش&quot; ـ در آنجا رياست شهرداري را کسب کرده‌ بودندـ و براي رياست شهرداري نيز سلام دارم. سلام به همگي. روزبخیر.&lt;BR&gt;10/6/2009&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:28:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=522</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-522.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>HPG آمار درگیریهای ماه گذشته‌ را اعلام کرد</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-521.aspx</link>
<description>نیروی مدافع خلق HPG آمار عملیاتها ی نظامی ماه جولای را اعلام کرد بر اساس اطلاعیه نیروی مدافع خلق علارغم توقف درگیریها از سوی این نیرو ارتش ترک در کوهستانهای شمال کردستان و مناطق حفاظتی مدیا 21 بار عملیات نظامی 8 بارعملیات هوای و 17 بار نیز دست به توپ باران زده‌است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در این عملیاتها 5 گریلای نیروی مدافع خلق جانشان را از دست داده‌اند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ادامه این اطلا عیه امده‌است به‌ دلیل موضع گیری مثبت مسئولین نیروی مدافع خلق فقط یک بار درگیری رخ داده‌است &lt;BR&gt;HPG همچنین اعلام کرد که‌ این نیرو هیچ عملیات نظامی علیه نیروهای ارتش ترک انجام نداده است &lt;BR&gt;HPG همچنین اعلام کرد خسارات مادای فراوانی به‌ کشاورزان وارد امده‌است</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:26:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=521</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-521.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکم زندان روناک صفازاده‌ تایید شد</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-520.aspx</link>
<description>روزنامه ی اعتماد گزارش داد، دادگاه تجدیدنظر استان سنه، حکم شش سال و نیم زندان برای روناک صفازاده، فعال حقوق زنان، عضو انجمن زنان آذرمهر و عضو کمپین یک میلیون امضا را تائید کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتنی است، روناک صفا زاده صبح روز دهم اکتبر سال 2007، از سوی نیروهای اطلاعاتی شهر سنه، بازداشت شد. پس از تفتیش منزل محل سکونت وی و جمع آوری تمامی امضاهای کمپین و توقیف کیس کامپیوتر، وی را به بازداشتگاه اطلاعات شهر، سنه منتقل کردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شایان ذکر است که دادستان، خواستار حکم محاربه برای روناک صفا زاده شده بود که حکم آن اعدام می باشد، اما بعدها بر اساس ماده 499 قانون مجازارت اسلامی و به اتهام عضویت در پژاک، به پنج سال زندان و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به یک سال زندان محکوم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتنی است، نامبرده در دادگاه دیگری در شهر پیرانشار، به اتهام خروج غیرقانونی از مرز، به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:25:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=520</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-520.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقشه ي راه راهگشاي منازعه ي خلق كرد</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-519.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.firatnews.com/wene/ozel/gerillalar.png&quot; width=477 height=223&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بريارموكريان&lt;BR&gt;درحاليكه بيش ازچندماه ازاعلام آتش بس يكجانبه توسط كوماجواكين كردستانkck درراستاي يافتن راه حلي آشتي جويانه ودموكراتيك براي پايان بخشيدن به منازعه ي 80 ساله خلق كرددرشمال كردستان سپري ميشودوباوجود اينكه دراين مدت بيش از30 تن ازگريلاهاي وابسته به نيروهاي مدافع خلق HPGبه خاطرتداوم سياستهاي جنگ افروزانه ي ر‍‍ژيم نژادپرست تركيه جانشان راازدست داده اندحزب كارگران كردستانPKK همچنان درپي يافتن چاره يابي دموكراتيك مبتني بربه رسميت شناخته شدن حقوق تاريخي ،ملي وفرهنگي كردهابوده وبرآنست كه به شيوه اي مسالمت آميزبه اين منازعات تاريخي خاتمه بخشد. اينك درادامه ي پيروي اين سياستها رهبرAPO باطرح&lt;BR&gt;&quot; نقشه راه&quot; كه قراراست جزئيات آن درروز15آگوست _ سالروزآغازمبارزه ي مسلحانه- اعلام شودبارديگرسياست مداران تركيه رابه چالش كشيده، تاجاييكه رژيم حاكم شتابزده درصددبرآمده است باهدف منزوي نمودن &quot; نقشه راه&quot;طرح خودساخته وخودپسندخويش راارائه داده ودربرابرافكارعمومي چنين وانمودكندكه درمسيرحل مناقشات پيشقدم شده است. درحاليكه همه ي تجربيات چندسال اخيرگواه آنست كه هماره اين رهبري كوماجواكين كردستان &lt;BR&gt;Kck بوده كه با منظورپايان دادن به جنگ وخونريزي پيشقدم بوده وبارهاوبارهابااعلام آتش بس يكجانبه اين ادعاراثابت نموده است. اين بارنيزحاكمان تركيه ودرصدرآنهادولتAKP كه تحت فشار&quot; نقشه راه &quot; وافكاروانديشه هاي انسان سازآپوئيستي درچنبره ي انفعال گرفتارآمده ، ازحل منازعه ي كردهاي اين كشوردم ميزنددرحاليكه هنوزهم بااستماربخشيدن به اوپراسيونهاي نظامي اززمين وهوا، ترورفعالان مدني كرد وگسترش دايره ي خشونت وسركوب برتداوم سياستهاي سابق وضدمردمي پاي مي فشارد. به اين ترتيب كاملا&quot; مشخص ميگردكه سياست بازان ترك به شيوه اي آشكارهمزمان به ميخ و به نعل ميزنندوبه گفته ي &quot; اوجالان&quot; تاكتيك نقل بده وشلاق بزن رادرقبال مطالبات خلق كردبه كارميگيرند. امااينك به نظرميرسدكه شرايط منطقه اي وبين المللي بسترمناسبي رابراي حل منازعه ي خلق مان دراين بخش ازكردستان به صورت دموكراتيك ومسالمت آميزفراهم ساخته است. اين يك فرصت تاريخي است كه اگردولت مردان تركيه واقعا&quot; ميخواهندبه اراده وخوسته هاي ملت كرداحترام بگذارند،بايدصداقت سياسي خودرادرعمل نشان دهند. &lt;BR&gt;دستاوردهاي مثبت وچشمگيرجنبش رهايي بخش خلقمان درشمال كردستان كه به طورعمده درپيروزي حزب جامعه ي دموكراتيكDTP درجريان انتخابات شهرداريها نمايان گشت، حقانيت خوسته هاي خلق كردرابيش ازپيش اثبات نمودوافكارعمومي جهاني رابه اين قناعت رساندكه درراستاي چاره يابي منازعات وجلوگيري ازجنگ وخونريزي بايدحزب پيشاهنگ خلق وشخص &quot; اوجالان &quot; به عنوان اراده ي سياسي ونمادصلح وآشتي كه ازحمايت توده هاي ميليوني خلق برخوداراست مخاطب قرارگيرد. مبارزات رهايي بخش خلق درشمال كردستان اكنون ازآنچنان پتانسيل بزرگ ونيرومندي برخورداراست كه نخست وزيرتركيه رجب طيب اردوغان كه تابه امروزنسبت به حزب جامعه ي دموكراتيكDTP بي اعتنايي نشان ميدادخواستارآن شده كه با&quot; احمدترك&quot; ومعاونان اوبرسرمسئله ي كردهاديداركند. اينك رهبرAPO باارائه ي &quot; نقشه راه&quot; كه شامل 10بندميباشد وبرخي مفادآن بين قراراست: عفوبي قيد وشرط تمامي اعضاي حزب كارگران كردستانPKK ،آزادي شركت اين حزب درروندسياسي تركيه، حذف قانون نظارت برروستاهاي كردنشين وآزادي اوجالان وتعيين زبان كردي به عنوان يكي اززبانهاي آموزشي راه رابراي چاره يابي مناقشات بازكرده ودرعين حال راه رابرسياستهاي جنگ طلبانه ي رژيم حاكم مسدودنموده است وبه نوعي مي توان گفت كه &quot;نقشه راه&quot; اوجالان دولت مردان تركيه رابه موضع انفعالي درافكنده وآنهاراناگزيزكرده كه بيش ازهرزمان ديگري به كردها، اراده ومطالباتشان انديشيده وعليرغم تمايلات درونيشان حزب جامعه ي دموكراتيكDTP رامخاطب قرارداده وبه تبع آن اراده آزادخلق مان وحزب پيشاهنگ اورابه تدريج به رسميت بشناسندوبه اين گونه منازعه ي طولانيي كه تابه امروزهزاران كشته درپي داشته براي هميشه متوقف گردد. &quot; نقشه راه&quot; البته نه يك تاكتيك كه خودمي توانداستراتژي مناسبي باشددرراستاي بازگرداندن حقوق تاريخي، ملي ، فرهنگي وسياسي پايمال گشته ي خلق مان. حافظه ي تاريخي خلق كرددرعين خوب به خاطرداردكه رهبران سياسي كردهمواره به سبب اعتمادبيش ازاندازه به دشمن وناآگاهي سياسي خود، سربزنگاه آماج نابودي قرارگرفته وبرسرميزمذاكره جانشان راازكف داده اند. قتل ناجوانمردانه ي &quot; سيدرضادرسيمي&quot; &quot; اسماعيل سميتقو&quot; وترور&quot; عبدالرحمان قاسملو&quot; ويارانش نمونه هاي بارزاين گونه سياستهاي دماگوژيكي وآشتي ستيزانه ميباشد. دراين ميان &quot; اوجالان&quot; تنهارهبرسياسي كردي استه كه فريب هيچ رژيمي رانخورده ودرپروسه ي رهبري جنبش رهايي بخش خلقمان تنها اراده، نيرو وويژه گي هاي مبارزاتي اورااساس قرارداده وبدون اتكا به نيروهاي خارجي برآنست كه دشمن راوادارنمايد دربرابرمطالبات برحق وقانوني ومدني خلق كردتمكين نمايد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:24:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=519</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-519.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیسل دوغان آزاد شد.</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-518.aspx</link>
<description>طبق فراخوان رهبر ملت کرد، عبدالله اوجالان، در سال 1999، آیسل دوغان و هشت تن از رفقای وی، برای آوردن پیام صلح، به ترکیه بازگشتند، ولی در همان روز بازداشت شدند. آیسل دوغان، پس از ده سال زندان، امروز آزاد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در حین آزادی دوغان از زندان سینجان، اعضای گروه صلح، مسئولین حزب ده ته په، خانواده‌ و رفقای وی، از او استقبال کردند. وی در اولین اظهارات خود پس از آزادی گفت: من به تنها آزاد شدم، ولی رفقای من هنوز در زندان به سر می برند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از مراسم استقبال، آیسل دوغان به مرکز اصلی حزب ده ته په رفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوغان در آنجا از سوی رئیس ده ته په، آمنه آینا، پارلمانتار و مسئولین این حزب، مورد استقبال قرار گرفتند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیسل دوغان، با هدف حمایت از پروسه صلح، روز دوم اکتبر سال 1999، از اروپا به ترکیه بازگشت، ولی به اتهام عضویت در یک سازمان غیرقانونی، به ده سال زندان محکوم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بدین ترتیب از، 13 تن از 16 نفر از اعضای اولین و دومین گروه صلح که از کوه های کردستان و اروپا به شمال کردستان بازگشتند، آزاد شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حیدر ترگول و حاجی چلیک، که آنها نیز از اروپا بازگشته بودند، کماکان در زندان کاندرای در بازداشت به سر می برند. از این تعداد، عصمت بایجان در سال 2003 در زندان موش، بر اثر سکته قلبی، جان خود را از دست داد.</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:22:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=518</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-518.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از سرنوشت یک زندانی سیاسی کرد، هیچ خبری در دست نیست.</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-517.aspx</link>
<description>از سرنوشت یک زندانی سیاسی کرد، هیچ خبری در دست نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ارسین تکین، زندانی سیاسی کرد، که ایام محکومیت خود در زندان ارومیه را سپری می کرد، از ده روز پیش، ناپدید شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این زندانی سیاسی، ده روز پیش، توسط مسئولان زندان تحت عنوان انتقال به زندانی دیگر از محل استقرارخود در زندان ارومیه خارج شده، اما پس از سپری شدن ده روز از این انتقال، هیچگونه اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تلاش های خانوادهء نامبرده برای کسب اطلاع از وضعیت وی نیز، تا کنون نتیجه ای در بر نداشته است. بستگان و نزدیکان وی، در نگرانی از سرنوشت این زندانی، سیاسی به سر می برند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لازم به ذکر است ارسین تکین، به اتهام ارتباط با حزب کارگران کردستان، پ ک ک، به 14 سال زندان محکوم شده است.</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:21:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=517</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-517.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکم اعدام برای یک زندان سیاسی کرد در شرق کردستان.</title>
<link>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-516.aspx</link>
<description>حکم اعدام برای یک زندان سیاسی کرد در شرق کردستان.&lt;BR&gt;حکم اعدام یک زندانی سیاسی در دادگاه تجدیدنظر استان سنه تائید شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبق خبرهای رسیده از شرق کردستان، دادگاه تجدید نظر استان سنه حکم اعدام &quot;رشید آغکندی&quot; اهل شهر سقز را تایید نموده است. بر اساس این خبر، دستگاه قضایی رژیم &quot;رشید آغکندی&quot; را سال گذشته به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف رژیم به اعدام محکوم نموده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;رشید آغکندی&quot; سال گذشته هنگامی که در یک کارخانه در شهر اصفهان مشغول کار بود، به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف رژیم، توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان مرکزی سقز انتقال یافته بود.</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2009 13:20:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zagros-tolheldan&amp;postid=516</comments>
<dc:creator>zagros-tolheldan</dc:creator>
<guid>http://zagros-tolheldan.blogfa.com/post-516.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
